ناشناس
آشنایی های نافرجام
سلام
من از بابت آشنایی با ادمها خسته شدم.
دو سال هست پیاپی خواستگار میاد و هر بار خودمو معرفی میکنم کلی زمان برای آشنایی میگذارم ولی آخرش یک چیزی میشه و نه می شود.
اصولا همیشه از طرف خانواده ی آقا بوده.
دخالت خواهرها، عیب گذاشتن ، مادرها اوایل راضی هستند ولی بعدش که جدی میشه رفتارهای عجیب و غریب میکنند، دخالت پدرها در خانواده های مرد سالار که حق هیچ کاری نداریم و من نباید نظری بدهم.
فرهنگ های عجیب و غریب ( مسلمان و نماز میخوانند ولی دست با نامحرم میدهند)
رفیق بازی آقایون
اوایل آقایون خود را خوب و معصوم و پاک نشون میدن ولی کم کم میفهمی چرا مرد با این سن ازدواج نکرده☹
مشکلات روحی و روانی ادمها
سر دیدار یواشکی عکس میندازند🤦🏻♀️
طرز فکرها و دیدگاه های عجیب و غریب که از نظر خودشون منطقی هست.
یکی میگه چادر در تمام شرایط باید سر کنی یکی میاد میگه خوشم اومده حجاب نداشته باش.
والا ما از آقا نمیپرسیم کارت دائمی هست یا نه یک مدت سرکار میرفتم میگفتند اگر دولتی بیایم خواستگاری
یا حق کار نداریم
اونور بیکار بودم میگفتند باید کار کنی
من سالمم و هیچ مشکلی برای بچه دار شدن ندارم ولی بعضی از مادر ها بدون دانش و علمی میگند بچه دار نمیشم. خوب نمیخوان چرا عیب میگذارند و اعتماد به نفس ادمو از بین میبرند.
اینکه اصلا به پاکی و دانش یک دختر اهمیت نمیدن که چه قدر این دختر روی خودش و استعداد هاش و در باره ی روابط مطالعه کرده و چه قدر میتونه مادر خوبی باشه
انقدر ادمهای مختلف صحبت کردم و برای بعضی هاشون زمان بیشتری برای آشنایی گذاشتم و نتیجه نمیده واقعا خسته شدم.
به تمام ائمه و نمازهای مختلف ازدواج خواندم و به خدا کلی توکل کردم و هر بار یک مورد عجیب و غریبتر میادش
و هر موردی یکجوری دل من و خانواده امو میشکونه. نمیدونم واقعا چیکار کنم
اینجا هم ثبت نام کردم اکثرا آقایون برای وقت تلف کردن و تا بهشون میگیم به مادرت بگو تماس بگیره رد خواستگاری میزنند.
همینطور این ادمها میان وقت و عمرم و احساساتم و توانمو از بین میبرند😭
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
0 پاسخهنوز پاسخی ثبت نشده است.