ناشناس

استرس ازدواج

سلام من در دوران نوجوانی و دبیرستان خواستگاری از اقوام نزدیک مادرم داشتم که مادر م بسیار مایل به قبول خواستگاری آن فرد بود و من چون اورا قبول نداشتم قاطعانه رد کردم چون هیچ تناسبی بین ما نبود ومن اصلا علاقه ای به ازدواج فامیلی نداشتم اورا مزاحم برنامه هایم می دیدم اما مادرم در مقابل آن فرد سمج و خانواده اش مرا بسیار تحقیر کرد و بارها مرا سرزنش می کرد واین مسئله در ذهن من ماند و از آن زمان هروقت خواستگاری داشتم بلافاصله دچار استرس واضطر اب شدیدی می شدم وزرای همین افراد دیگر راهم بخاطر اینکه ممکن است مادرم تحقیرم کند و نتوانم در محیط درس وکار با معرفان روبرو شوم پاسخ رد می دادم .آن فرد هم باوجود ازدواج وداشتن فرزند ونو ه هنوز هم با خانواده ام در ارتباط است و از آن زمان هربار به خانه امان می آمده من دچار استرس شدید شده وحتما درجایی مخفی می شدم والان هم که گاهی در برخی مناسبتها مانند فوت بستگان همه جمع هستند من ازدیدن آن فرد دچار استرس می شوم و سعی می کنم که دور از دید آن فرد باشم.الان هم که در این سن هستم هنوز اگر بنا بر معرفی خواستگار و ازدواج باشد به شدت مضطرب می شوم.در این مورد راهکار بفرمایید

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

0 پاسخ
هنوز پاسخی ثبت نشده است.