ناشناس

بریدن از همه چیز

سلام من دختری هستم ۲۲ ساله راستش دیگه توان روحی ندارم دارم از خاستگاری و ازدواج زده میشم تمام شبو روزم شده گریه خواستگار که رد کنم تا مدت ها رو اعصابو روانم هست و فقط گریه میکنم به خدا دیگه نمیدونم چیکار کنم حتی نمیتونم برم مشاوره من از یک جایی به بعد چادری شدم و گرایش سیاسیم تغییر کرد الان دارم تاوان میدم خانوادم از خاستگار خوششون میاد ولی اون میگه من ضد نظامم خب من همینم الانم تنهام نمیخوام بعدم تنها باشم تو یک سری چیزا دوس دارم همسرمم همراهم باشه چه بسا خیلی جاها دیگه نذاره برم من از اینهمه تنهایی رنج میبرم هر سری تنها تر میشم به خدا نمیدونم چه توضیحی بدم چحوری بگم چه شکلی فکر میکنم من خودم یهو عوض شدم خانوادمم مذهبی هستن ولی از لحتظ سیاسی باهم متفاوتیم من همش میترسم پر از ترس و استرس شدم دلن میخواد همه چیزو ببندم حتی این اپلیکیشن ها هم قبول ندارن خیلی

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

0 پاسخ
هنوز پاسخی ثبت نشده است.