بعد از طلاق
من پونزده سال با یکی زندگی کردم وشیره ی خودمم بهش دادم هرچی خواست مهیا کردم دوتا دختر شش ساله و سیزده ساله دارم.دیگه سفر خارج بردم ایران همه جاش رو بردم هفته ای دوسه بار کمش غذای بیرون میخوردیم که کمش بهترین رستوران بود .واینم بگم که همیشه یخچال و فریزر پر وایل بود که بیشتر وقتها ختی گوشت هم خراب میشد مینداختیم بیرون.پوشاک و هر چی میخواست بیشتراز حدش براش مهیا میکردم ولی بعد یکسال بیکار شدنم که اونم از خونه درآمدزایی میکردم.دیکه هر کلاس و دوره ای که خواست گذاشتمش که کمبود نداشته باشه.اخرش هم آرایشگاه باز کردیم براش.ولی صبح بلند شد گوشت گذاشت برای نهار تا بپزه گفتبرم مشتری دارم حل کنم بیام رفت و اومد گفت نمیتونم دیگه باهات زندگی کنم.حتی یک بار هم از خونه قهر نکرده بود.رفت و بچه ها رو هم نخواست بهمن ماه رفت اونقدر التماس و خواهش کردم نیومدحتی بخاطرع بچه ها.28فروردین همین سال طلاق تو شناسنامه ثبت شد و درست چهل روز بعد به عقد یکی کوچیکتر از خودش در اومد.این فکر مثل خوره به جونم افتاده که من چی کم گذاشتم که اون رفت با یکی دیگه قبل اینکه از من طلاق بگیره گرم شد و بهم خیانت کرد
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
0 پاسخهنوز پاسخی ثبت نشده است.