ناشناس
تفاوت عقیده
سلام مدتی پیش با خانمی برای ازدواج آشنا شدم دختری زیبا ومهربان و با اخلاق و محجوبی هستند پدر و مادرشان به رحمت خدا رفته اند ولی مشکل اینجاست که از لخاظ اعتقادی بسیار متفاوت هستیم و خودشان جندین بار به من گفتند زندکی ما به شکست میخورد هرچند تصورم اینه که بیشتر چون علاقه پیدا نکردند بهانه میارند حتی پرکاری تیروئیدش را آنقدر روش تاکید میکنه که رهاش کنم ولی نمیدونم چرا نمیتونم از فکرش بیرون بیام بعضی از صحنه هایی که دیدمش مثلا نصویرش در ماشین از ذهنم پاک نمیشه و اخلاق خوبش هم تقریبا نادره با اینکه چند وقت یک بار بهش پیام میدم و حتی افکارش را زیر سوال میبرم برخورد بدی با من نکرده اینقدر بهش علاقه دارم که دوست دارم مرتب ببینمش باهم معاشرت کنبم و خودش هم چون سنمون بالا رفته و امید به ازدواجمون کم شده تا حدی موافقه ولی دلم نمیاد علاقه پیدا کنه و قلبش بشکونم چون دختر درد کشیده ایه دلم نمیاد اذیتش کنم از خر شیطون هم پایین نمیاد میگه من مثل تو نمیشم و سبک زندگیم عوض نمیکنم من هم سبک زندگی ایشون را نمیتونم بپذیرم نمیدونم چکار کنم لطفا راهنمایی کنید نمیدونم چرا عاشق دختری شدم که فقط دوجلسه حضوری دیدمش و میدونم شاید تو زندگی شکست بخوریم افکارش را قبول ندارم نمیدونم جرا تو همه چیز درست فکر میکند جز اعتقاداتش بدون فکر پذیرفته حسم اینه که به خاطر مسائل خانوادگیش نوعی پناهگاه روانی برای خودش ساخته
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
0 پاسخهنوز پاسخی ثبت نشده است.