تنهایی و بد شانسی

سلام من ۲۱سالمه اما شرایط زندگیم خیلی دشواره به خاطر همه اطرافیان و خانوادم از خوشحالی خودم گذشتم به خاطر بقیه من تویی به خانواده مذهبی هستم اما زندگیم جوری هستش که شاید کفرهم باشه اما روزی هزار. بار ارزویی مرگ میکنم خانوادم باهام خیلی بد هستن جوری که شاید باور نکردنی باشه اما وقتی بیرونم حالم خوبه سرحالم اما همین که پام رو تویی خونه گذاشتم مدام سرم درد میکنه عصبی میشم حالم خوب نیست پدرم به خاطر یه سری طرز فکر هایی قدیمی نمیزاره برم بیرون اونقدر واقعا خسته شدم بریدم نمیدونم چی کار باید بکنم خانوادم چون دختر اصلا پدرم منو نمیخواد ولی به خدا بهتر از پسر هستم و بودم اما هیچ وقت شانس ندارم و نداشتم پدرم همین که از در بیاد تو باهام بی دلیل مدام دعوا داره فکر میکنم خدا باهام قهره که کاری برام نمیکنه هرشب با گریه میخوابم دیگه خستم نمیتونم 😭😭😭😭😭😭 نمیدونم باید چی کار کنم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

0 پاسخ
هنوز پاسخی ثبت نشده است.