ناشناس

تنهایی و عدم بلوغ اقتصادی

سلام پسر ۲۴ ساله طلبه سطح ۱ (کاردانی الهیات) شغل مناسب مدرک من فعلا نیست و چند سال بعد می تونم شاغل بشم. وقت آزادی ندارم تا مهارت درآمد ساز یا کار پاره وقت انجام بدم. میترسم سن طلایی ازدواج بگذره و یا توی سن بالا ازدواج کنم و اون شیرینی و نشاط ازدواج در جوانی رو از دست بدم یا بخاطر محدود شدن گزینه ها به موارد نامناسب یا کمتر مناسب مجبور بشم. بعضی ها بهم گفتن صبر کن و بعدا درست میشه ولی احساس میکنم وضعیت من رو درک نمی کنن. جوری شده که از کنار خانوم غریبه توی خیابون عبور میکنم ذهنم هزار جا میره. یهو وسط مطالعه و یا کلاس به خودم میام میبینم ۵ یا ۱۰ دقیقه است دارم خیال پردازی میکنم. خانواده ام مشکل مالی دارن ولی نمی تونم کمکشون کنم. خانواده ام حصرت می خورن که چرا من ازدواج نکردم و سر خونه زندگی نیستم، سعی میکنن من رو پوشش بدن ولی مشکلات مالی نمی ذاره. منم دوست ندارم وابسته باشم از لحاظ اقتصادی بلکه دوست دارم اونا رو پوشش بدم و کمکشون کنم. از چند نفر نصیحت شنیدم که نگران نباش، بی زن نمی مونی، روی درست تمرکز کن خدا میرسونه، برکت مهمه، همه دختر ها ملاک اقتصادی ندارن و ... . ولی دلم آروم نمیشه، شاید عقلم منطقی و درست بدونه این نصیحت ها رو ولی دلم نمی پذیره و آروم نمیشه. زوج ها رو خوشحال تو خیابون می بینم می خوام سرم رو بکوبم به دیوار، حس میکنم مشکل دارم. می دونم احتمالا اگه وضع اقتصادی و همه چیم هم خوب باشه، باز هم گزینه مناسب من کمه، چون همسر طلبه شدن سخته و محدودیت ها و انتظارات اجتماعی میاره با خودش.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

0 پاسخ
هنوز پاسخی ثبت نشده است.