ناشناس

خانواده معلول

سلام من دختر 38 ساله هستم که خواهرم ناشنوا ژنتیکی که با یه آقا ناشنوا ازدواج کردند و فرزند سالم دارند و قبلش دکتر ژنتیک رفتند. مادرم نابینا هستند چندسالی در اثر بیماری نابینا شدند. و برادرم دانش آموز مرزی که درس نخوند و الان کارگر هستند کمی از سن خودش ذهنش کوچکتر هست سی سالش هم هست. هرکس خواستگاری من میاد اینا رو میبینه یا من میگم میره هرچقدرم میگم من خودم قبل از ازدواج میرم دکتر ژنتیک تا فرزندسالمی داشته باشم. واینکه میخام بپرسم من به افرادی بهم معرفی میکنن تا مرحله خواستگاری نگم یا بگم یا افرادی واسطه میشن از اول این موضوع رو بگن یا نه؟. یکی دوبار هم اینطوری شد من این موضوع رو نگفتم یه آقا اومد خونمون بعد از جلسه 5 اون آقا خانواده اش مانع شدند. و من خیلی بهم ریختم شروع به گریه و ناراحتی کردم چون این حس دارم هیچ کس منو نمیخاد و اگرم بخاد خانواده اش مانع میشن. حتی با افراد زن مرده یا مطلقه هم حرف زدم نشده واقعا یه موقعها یی نیاز عاطفی و نیاز به همسر دارم ولی ازدواجم جور نمیشه در ضمن حدود 50 مورد به بالا من رفتم دیدم که اکثرا اونا جواب منفی دادند فقط من دو مورد نخواستم چون از لحاظ شخصیتی و ظاهری خیلی اختلاف داشتیم من چکار کنم بعضی وقتا از این موضوع گریه میکنم و ناراحت میشم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

0 پاسخ
هنوز پاسخی ثبت نشده است.