ناشناس
خانوادگی
سلام . من عقد هستم با هر شرایط خونه گرفتیم بعد مادر پدرم میگن شوهرت ولت میکنه با اینکه شوهرم میشناسم. که دوستم داره . میگن همه چیز به مادرش میگه . ترس تو دلم اینجا میکن ن دایی ن خالع خواهرم با مادر پدرم هم فکرهست حرف اونها قبول داره من کسی ندارم عروسیم اقام میگه زرند مادر پدرم میگن ن باید کرمان باشع من چکار کنم اگر حرف بزنم با دعوا میگن طلاقت بگیر واقعا. شرایط سختی دارم یا میگن خونه تمیز نکن چرا میری کنار شوهرت چرا نمیایی یا میاد خونه شوهرم خونه مادرم میگه چقدر غذا میخوره من اینکه ناراحت نشه غذا کم میریزم براش متوجه نشده یا میگه مامانم اینجا موندی خرجت باید بده دلم میشکنه . یا غدا درست میکنه میگه شوهرت میخوره
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
0 پاسخهنوز پاسخی ثبت نشده است.