ناشناس

خانوادگی

سلام و وقت خوش. من ۳۸ سالمه و مجرد هستم، ما دو خواهر هستیم که اون ۵ سال بزرگتره و ۱۵ ساله ازدواج کرده. هر موقع خواستگار برای من می‌اد ایشون جبهه می‌گیرد به خصوص اگر اون فرد شرایط مالی مساعدی نداشته باشدیا تفاوتی با من داشته باشه و اگه پدرو مادرم بخوان به من کمک یا حمایت کنند در صورتی که اصلا اون آشنایی هنوز به سرانجام نرسیده ایشان عنوان می‌کنن که "من حمایت کننده ندارم و همیشه باید خودم از پس مخارج مالی زندگی برایم." البته چندان هم از ازدواجش راضی نیست یا حتی بیرون رفتم و غذا خوردن و همه چیز باید بهش اطلاع داده بشه حتی وقتی با کسی آشنا می‌شوم و جلسه اول بدون اطلاع خواهرم بخوام با طرف مقابل دیدار داشته باشم بعد که متوجه بشود ناراحت میشه کلا هر جا و هر کاری انجام بدم باید به اطلاعش برسه البته خودش همه رفت‌وامد خودش رو به مادرم اطلاع می‌ده. همین چن وقت پیش خواستگاری داشتم که مشکل مالی داشت خواهرم مدام ایراد می‌گرفت هرچند به نتیجه نرسید اما بعضی مواقع به حرفاش فکر می‌کنم ناراحت می‌شم. مثلا اگه درباره وام ازدواج بگم یه دفعه سریع میگه وام ازدواج نمی‌دن یا ضامن پیدا نمی‌شه. البته به گفته خودش با شوهرش ازلحاظ تامین مالی مشکل داشته و مدتی که شاغل بود باید یکسری مخارج خانه رو تامین می‌کرد با اینکه شوهرش وضع مالی مناسبی هم داره خیلی اهل پس‌اندازه. اتفاقا تا حالا هر چه خواستگارم برایم پیش امده به نتیجه هم نرسیدیم و مناسب هم نبودیم ولی بعدش که یاد ایرادهای خواهرم می‌افتم ناراحت می‌شم با اینکه سعی می‌کنم توی روابط با افراد که آشنا می‌شم تاثیر گذار برایم نباشه. اما اگه من ایرادی از شوهرش بگیرم بسیار ناراحت می‌شه ولی در مقابل ایرادگرفتن خواهرم نباید صحبتی کنم. ممنون راهنمایی بفرمایید.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

0 پاسخ
هنوز پاسخی ثبت نشده است.