ناشناس
خواستگاری دنباله دار
با عرض سلام و احترام<br />اینجانب در یک شرکت بزرگ کار میکنم و خانمی در شرکتمان را خیلی دوست دارم و میخوامش برم ازدواج ، هردومون تحصیل کرده هستیم ولی ایشان به من تمایل ندارند الان دو سال درگیر ایشان هستم ، تقریبا هر دو سه ماه میرفتم برای خواستگاری ، از پیشنهاد تلفنی و پیامک گرفته تا با واسطه جواب منفی گرفتم تا سال گذشته ایشان رو تعقیب کردم بیرون از شرکت تا نزدیکی منزلش تا با ایشان صحبت کنم ولی اونجا هم برخورد بدی داشتند و حتی با یک فضول مجلس نزدیک بود درگیر بشوم.خلاصه اینقد دلم شکست ، هیچ وقت نشد باهاش صحبت کنم الان یکسال هست دیگه بیخیال شدم ولی هنوز ذهنم درگیره انگار وابسته شدم هربار با دختری آشنا میشم تو ذهنم با ایشان مقایسه میکنم یا هربار رابطه ای خراب میشه انگار تو دلم امیدی میدرخشه و میگم قسمتم هنوز ایشان هستش میخوام برم دوباره خواستگاری ولی الان خودمو یکسال کنترل کردم هر وقت میبینمش از روی احترام یک سلامی میکنم ولی ایشان محل نمیده.نمیدونم چرا هیچ وقت نتونستم ازش متنفر بشم.<br />میدانم هر آدمی پراز اشکال و ایراد هست ولی نمیدونم چرا اینقدر تو ذهنم بزرگ شده و بی عیب جلوه میکند. میخوام فراموشش کنم تا آینده را خراب نکنم.<br />یک جنبه مثبت ماجرا این بوده من به خودم خیلی پرداختم و تونستم بدن خودم برسم و عمل زیبایی کنم خوش لباس بشم شیک پوش وبرند پوش بشم خلاصه خیلی به قبل خیلی بهتر شدم و حالا از خودم لذت میبرم.<br />
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
0 پاسخهنوز پاسخی ثبت نشده است.