ناشناس
خواستگاری
سلام وقتتون بخیر واسم خواستگار اومده بود یکی از فامیل دور بود تو سفره حضرت رقیه دیده بودن اونجا خوششون اومده بود بعدش منو واسه پسر دایش خواستگاری کرد اون زنه خالمو میشناخت اومده بودن خونه خالم تا خواهر پسره هم منو ببینه منم رفتم دیدن بعدش عکسمو از خالم گرفت تا به پسره نشون بده چون پسره خجالتی بود نمیتونست بیادبعدش از شون خبری نشد بعد دو هفته به خالم زنگ زد گفت چرا ما رو تحقیق کردین در حالی که ما تحقیق نکرده بودیم بعدش گفتن دیگه نشد خداحافظ اصلا نفهمیدم چی شد آخه چرا اینجوری کردن
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
0 پاسخهنوز پاسخی ثبت نشده است.