ناشناس
دل شکسته و افسرده
عرض ادب و احترام
بعد از یکسال متوجه شدم دختری شخصی را واسطه قرار داده و در مورد نظر من برای ازدواج با ایشون غیر مستقیم از من پرسیده، ایشون یه شناخت اولیه هم از بنده داشتن و رابطه کاری داشتیم. من هم یجورایی دلم می خواست توسط خانواده پا پیش بزارم و این کار را کردم، با وجود مخالفت های خانواده خودش که بیشتر جنبه مالی داشت ایشون از من دفاع کردن و دو جلسه با مادر هامون رفتیم بیرون و صحبت کردیم.من متاسفانه خیلی احساسی هستم و کار را تموم شده میپنداشتم تا اینکه ایشون گفتن شما چون مودب و آرام هستید به درد هم نمیخوریم و اجازه حرف زدن و دفاع کردن از خودم را یجورایی ندادن.ما برای هم آرزوی موفقیت کردیم،بعد از این مسائل من خیلی بهم ریختم و حدودا چهل روز بعد اون ماجرا هرروز گریه کردم. الان حالم بهتر هست ولی بازم با دیدن بعضی کلیپ ها یا صحنه ها بغض می کنم و بعد دو سه ماه از این ماجرا همچنان به فکر ایشون و حال منقلبی دارم، ذهنم را با هر چیزی پرت می کنم ولی هرروز دچار ناراحتی و پریشانی هستم، لطفا کمکم کنید
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
0 پاسخهنوز پاسخی ثبت نشده است.