ناشناس
رد شدن در خواستگاری
سلام، من به یکی از هم کلاسی هایم پیشنهاد ازدواج دادم بعد اولش با همه چیز موافقت میکرد ولی بعد مدتی یک دفعه بهم گفت که کلا منصرف شده. درحالیکه حتی از قبل هم این رو میدونست و به من نمیگفت و فقط موافقت میکرد. در حالی که اگر از اول توی دانشگاه خودش سمت من نمی اومد، من هیچ وقت بهش پیشنهاد نمیدادم، چون اصلا هیچ وقت با هیچ دختری هم دوستی نکرده بودم و بار اولم بود. وقتی خب خودش طرف آدم میاد طبیعتا آدم فکر میکنه سیگنال مثبت میدهد. الان هر وقت میروم دانشگاه همش حس نا امیدی و افسردگی و بدتر از آن... میکنم. دانشگاه رو هم که نمیتونم نروم ولی فقط دیدن دیوارهای دانشگاه هم برایم عذاب آور هست. چه طور باید این مسائل را فراموش کرد؟ از یک طرف ازش متنفرم که این کار رو کرد، از یه طرف نمیتونم بهش فکر نکنم چون هنوز هم دوست دارم. الان درسته که دوباره بهش پیشنهاد بدهم؟ (در حالیکه برایم حتی یک ذره هم حق انتخاب قائل نبود و حتی در جلسات آشنایی هم راجع خصوصیاتش حرف های خلاف واقع میزد و اخرش هم فهمیدم که کلا الکی میومد جلسات اشنایی و تصمیمش رو از قبل گرفته بوده و من هم الکی امیدوار بودم و سر کار بودم). من هم الان صرفا احساس زباله ای دارم که بعد از اتمام کنجکاوی طرف مقابل، در سطل زباله انداخته میشود. سوال دیگرم این هست که آیا کسی را رد کنند خانواده به چشم ناتوانی فرد را میبینند؟ میگویند لابد من بد بودم؟ درحالیکه حداقل با اون فرد من اصلا بدی نکردم و حتی هر وقتی حرف های خلاف واقع رو هم که میفهمیدم، به روی خودم نمی آوردم که ناراحت نشود. الان با هر کسی هم در آینده ی فرضی بخوام اگر روزی صحبت کنم، مدام خاطره بد دارم و نمیتونم اعتماد کنم. با تشکر
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
0 پاسخهنوز پاسخی ثبت نشده است.