ناشناس
مقایسه
من سنم از ۳۰ سال گذشته. یک آقا پسری هست خیلی منو دوست داره . حتی وقتی بهش جواب رد دادم خیلی گریه کردن . من برادرم چون سنش از من کمتر هست و از من زودتر ازدواج کرد. پدرم همه کار برای عروس مون انجام داد گرون ترین سرویس بهترین مراسم همه کار چون وضع مالی مون خوبه . این آقا پسری ک منو میخواد وضع مالیش خوب نبود و این کارارو نمیتونست برام انجام بده .و سر این من از سمت خانوادم به شدت تحت فشار بودم.خانوادم تمام تلاششونو کردن و انقدر من و برادرمو مقایسه کردن . اون اقا از چشمم افتادن و من بهشون رد دادم. .این اقا باز برگشتن بعد ۵ ماه و همش اسرار و گریه و حال خرابی ک برگرد. من الان عذاب وجدان گرفتم.اما علاقه ام بهشون کلا تموم شده.چیکار کنم واقعا نمیدونم . خانواده پسر اصرار دارن حضوری برم ببینمش!
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
0 پاسخهنوز پاسخی ثبت نشده است.