ناشناس

مخالفت خانواده با ازدواج

اون کسی رو که خودم می‌خواستم و با هم به تفاهم رسیده بودیم، خانواده‌ام نذاشتن باهاش ازدواج کنم، فقط به خاطر چهره‌اش. الان واقعاً داغونم… نمی‌تونم نظرات و حرف‌هاشون رو تحمل کنم. حس شکست و سرخوردگی دارم. هر بار یادم می‌افته که می‌تونستم الان با اون زندگی کنم، ولی نذاشتن، آتیش می‌گیرم. الانم به زور می‌خوان جابه‌جا بشن و با جمع زیادی از اعضای خانواده برن یه شهر دیگه؛ بیشترشون هم مجرد و بیکار. من اینجا سر کارم، البته موقت، ولی با حقوق و بیمه. با این حال، مجبورم از کار و همه‌چی دست بکشم… واقعاً کم آوردم.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

0 پاسخ
هنوز پاسخی ثبت نشده است.