ناشناس
حالت اضطرابی و منفی نگری
با احترام
من از ۱۰ سال پیش در اثر یه اتفاق دچار حالت اضطرابی و منفی نگری بدی شدم، هر اتفاق مثبتی که قراره تو زندگیم بیوفته، ذهنم شروع میکنه در مقابلش منفی بافی میکنه که نه نمیشه و همون منفی اتفاق میوفته، در ابتدا با شکست عشقی اوایل جوانیم اتفاق افتاد و حالا تو تمام قسمت های زندگیم ریشه دوونده، به این شکله مثلا با یه نفر آشنا شدم و داره خوب پیش میره، یهو اسم چند نفر خاص( که خیلی انرژی منفی ازشون میکیرم) که میاد یا یکی یه حرف منفی که میزنه، ذهنم الکی شرق و غرب رو بهم ربط میده میگه حالا که این اسمه اومد یعنی دیگه نمیشه و بعدشم نمیشه
تراپیست رفتم و تست های مختلفی گرفتن و فقط یه وسواس فکری خفیف رو تشخیص دادن، تمرین هایی برای نادیده گرفتن، بی توجه بودن، یادداشت رو گفتن که یادداشت ها واقعا بدتر بود و هی با دیدنشون بیشتر بهم یادآوری میکرد، خلاصه که خیلی تلاش کردم نادیده اش بگیرم و بگم فقط یه فکره اما باز برمیگردو ماجراها رخ میده، سالهاست داره مغزمو میخوره که تو قراره تا ابد تنها باشی و تنها بمیری و هیچ دستاورد و موفقیتی نداشته باشی،لطفا راهنماییم کنید چیکار کنم دست از سرم برداره🤕
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
0 پاسخهنوز پاسخی ثبت نشده است.