ناشناس

پاسخ به دوست عزیز مرجان عرشی ها

من اصلاً حال و روز خوب و خوشی ندارم و اصلاً آنچنان انرژی و قدرت و توان نه در بدن و جسم نه در روح و روان و اعصاب و فکر و ذهن خود ندارم که بتونم زیاد فکر کنم و زیاد بنویسم روح و روان و اعصاب و فکر و ذهن من تحت فشار بسیار شدیدی قرار داره و داره منفجر میشه!!! من فقط آرزوی مرگ دارم و آرزوی مرگ می کنم و شب و روز به مرگ و قبر و خودکشی فکر می کنم! تنها چیزی که می تونست به من آرامش و آسایش بده و منو به آرامش و آسایش برسونه وجود یک دختر مهربان خوش اخلاق با محبت با احساس با عاطفه با ادب خوش زبان شوخ و شاد و خنده رو بود که بتونه منو دردامو حرفامو احساساتمو درک کنه بفهمه کمکم کنه بهم محبت و توجه و مهربانی کنه در کنارم باشه و منو از تنهایی و افسردگی و غم و درد و رنج و شکنجه و محنت دربیاره و نجاتم بده!یادته ازم پرسیدی اگر افسرده و منفی و تیره و تاریک و سیاه و تباه نبودی چه کار میکردی و چه آرزویی داشتی؟! آرزوی داشتن همچین دختری رو در زندگیم و در کنارم داشتم که دوستم داشته باشه عاشقم باشه منم از جون و دلم براش مایه بذارم و بهش عشق بورزم و بهش محبت و توجه و مهربانی و خوش زبانی و خوش اخلاقی کنم در آغوشش بگیرم موهاشو صورتشو نوازش کنم و ببوسم و بوسه بارانش کنم سر تا پاشو خاک کف پاهاش باشم!ای دریغ و صد دریغ و هزار حیف که این آرزو و خواب و خیال رو باید به گور ببرم همین روز ها!!!...😭😭😭😭😭😭💔💔💔💔💔💔

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

0 پاسخ
هنوز پاسخی ثبت نشده است.