ناشناس

پرسش های جلسه اول

من متولد ۶۴ با خانمی از بستگان نزدیک برا آشنایی بیشتر با واسطه خانواده ها هماهنگ کردیم رفتیم بیرون یک جلسه صحبت کردیم. با اینکه ایشون از بستگان نزدیک هستن ولی بخاطر نبود رفت و آمد خانوادگی من شناختی از ایشون نداشتم و بعد از صحبت های اولیه و در یک کافی شاپ و پذیرایی از ایشون با سفارش آبمیوه و شربت درباره اعتقادات و نماز و روزه و این ها که برا من اولویت های اول هست پرسیدم البته در کنارش درباره شغل و ساعت های کاری سیاست و خیلی چیزای دیگه هم صحبت شد این مسائل هم بدون حساسیت پرسیدم و از پاسخ های اوشون خیلی خوشم اومد تا حد زیادی با انتظار و معیار های من نزدیک بود بعدش هم خوشحال ‌اوشون رو تا نزدیک خانه شون رسوندم ولی فردا شب در کمال ناباوری گفتن پاسخشون منفی هست و آرزوی موفقیت کرده بودن من هم متقابلاً براشون آرزوی خوشبختی کردم. ولی بعد با صحبت هایی که زن داداش من کرده بود متوجه شدم چقد ناراحت شده بودن از سوالات من که ما آشنای نزدیک بودیم این سوال ها مناسب ما نبود. یا حس ناکافی بودن بهم دست داد. من گفتم بهتر بود این ها رو به خودم می‌گفت ابراز ناراحتی میکرد و من حتما عذرخواهی میکردم که اصلا قصد بی احترامی نداشتم از سوالا و برداشتم و حسم رو براش توضیح میدادم نه اینکه بگه پاسخم منفی هست. آیا بنظر شما صحیح هست با ایشون یک مجدد رابطه رو از سر بگیریم و صحبت کنم باهاشون؟ چون نگران زودرنجی ایشون هستم و درکنار زودرنجی عدم توانایی در باره احساسشون

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

0 پاسخ
هنوز پاسخی ثبت نشده است.