ناشناس
سوال 10402
دختری 4 ساله دارم که از همه دوری میکنه و با کسی صحبت نمیکنه در صورتی که تو خونه خیلی خوب صحبت میکنه لطفا کمکم کنید.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخمن مدتی مربی مهد بودم و با بچه های زیادی سرو کار داشتم این موارد رو از روی تجارب شخصیم میگم کوچولوی شما حتمالا خجالتی یا اعتماد به نفسش خیلی پایینه و احتمالا هم تک فرزند هست.
بهترین توصیه ایی که می تونم براتون داشته باشم اینه که اولا هیچ وقت توی جمع مجبورش نکنید صحبت کنه یا بره بازی کنه آزادش بذارید و سعی کنید اونو از قبل آماده کنید.
میتونید از خودتون شروع کنید وقتی شما یا پدرش هستید ازش بخواید براتون شعر بخونه یا حتی نمایش اجرا کنه و هم شما و هم پدرش خیلی تشویقش کنید و از گفتن عبارت هایی مثل (آفرین تو چقدر خوبی، چقدر قشنگ شعر می خونی، چه قدر قشنگ بازی می کنی و حتی اینکه دخترم ما خیلی دوستت داریم و ...) غافل نشید.
مرحله بعدی ببریدش پارک و اصلا مجبورش نکنید بره با بچه ها بازی کنه، خودتون رو مشغول نشون بدید و اجازه بدید خودش انتخاب کنه ممکنه مدتی کنار شما بشینه و کاری نکنه هیچ عکس العملی نشون ندید بعد ازش بپرسید نمی خوای بازی کنی؟ نمی خوای برید سوار تاب یا سرسره بشی؟ اگر گفت نه ازش بپرسید می خوای بریم خونه؟
اگر گفت آره سریع آماده شید که بره و قبل از رفتن ازش بپرسید که واقعا می خواد بره خونه یا نه؟ اگر همچنان نظرش مثبت بود برید.
اصلا سرزنشش نکنید یا نگنید چه بد شد بازی نکردی بذارید راحت باشه اصلا با بچه های دیگه مقایسش نکنید برعکس بهش اعتماد به نفس بدید تو راه برگشت بهش بگید خیلی دوست داشتم تو رو روی تاب ببینم یا دوست داشتم وقتی می ری بالای سرسره برام دست تکون بدی
اینجوری ذهنش درگیر میشه و احتملا خودش پیشنهاد میده برید پارک
کمی سخته تا با بچه ها احت بشه اما بهش زمان و فضا بدید کم کم خودش میره سمت بچه ها و بازی می کنه
کار دیگه ایی که می تونید انجام بدید اینه که اگر مهمون براتون اومد مثلا خاله یا مادربزرگ و ...
خیلی غیر مستقیم و جوری که حتما بشنوه از کارای خوبش پیش اونا تعریف کنید مثلا از کمک هاش بگید یا از شعرها و بازی هایی که انجام میده سعی کنید اون ها رو بزرگ جلوه بدید و بگید چقدر خوشحالید که خدا اونو بهتون داده و به دختری مثل اون افتخار می کنید و بگید که خیلی دوستش دارید بعد از بخواید شعری رو که قبلا براتون خونده براشون بخونه اگر نخواست مجبورش نکنید این کارو به دفعات و با فواصل انجام بدید
اینجوری کم کم به جمع و صحبت با افراد عادت می کنه.
بهترین توصیه ایی که می تونم براتون داشته باشم اینه که اولا هیچ وقت توی جمع مجبورش نکنید صحبت کنه یا بره بازی کنه آزادش بذارید و سعی کنید اونو از قبل آماده کنید.
میتونید از خودتون شروع کنید وقتی شما یا پدرش هستید ازش بخواید براتون شعر بخونه یا حتی نمایش اجرا کنه و هم شما و هم پدرش خیلی تشویقش کنید و از گفتن عبارت هایی مثل (آفرین تو چقدر خوبی، چقدر قشنگ شعر می خونی، چه قدر قشنگ بازی می کنی و حتی اینکه دخترم ما خیلی دوستت داریم و ...) غافل نشید.
مرحله بعدی ببریدش پارک و اصلا مجبورش نکنید بره با بچه ها بازی کنه، خودتون رو مشغول نشون بدید و اجازه بدید خودش انتخاب کنه ممکنه مدتی کنار شما بشینه و کاری نکنه هیچ عکس العملی نشون ندید بعد ازش بپرسید نمی خوای بازی کنی؟ نمی خوای برید سوار تاب یا سرسره بشی؟ اگر گفت نه ازش بپرسید می خوای بریم خونه؟
اگر گفت آره سریع آماده شید که بره و قبل از رفتن ازش بپرسید که واقعا می خواد بره خونه یا نه؟ اگر همچنان نظرش مثبت بود برید.
اصلا سرزنشش نکنید یا نگنید چه بد شد بازی نکردی بذارید راحت باشه اصلا با بچه های دیگه مقایسش نکنید برعکس بهش اعتماد به نفس بدید تو راه برگشت بهش بگید خیلی دوست داشتم تو رو روی تاب ببینم یا دوست داشتم وقتی می ری بالای سرسره برام دست تکون بدی
اینجوری ذهنش درگیر میشه و احتملا خودش پیشنهاد میده برید پارک
کمی سخته تا با بچه ها احت بشه اما بهش زمان و فضا بدید کم کم خودش میره سمت بچه ها و بازی می کنه
کار دیگه ایی که می تونید انجام بدید اینه که اگر مهمون براتون اومد مثلا خاله یا مادربزرگ و ...
خیلی غیر مستقیم و جوری که حتما بشنوه از کارای خوبش پیش اونا تعریف کنید مثلا از کمک هاش بگید یا از شعرها و بازی هایی که انجام میده سعی کنید اون ها رو بزرگ جلوه بدید و بگید چقدر خوشحالید که خدا اونو بهتون داده و به دختری مثل اون افتخار می کنید و بگید که خیلی دوستش دارید بعد از بخواید شعری رو که قبلا براتون خونده براشون بخونه اگر نخواست مجبورش نکنید این کارو به دفعات و با فواصل انجام بدید
اینجوری کم کم به جمع و صحبت با افراد عادت می کنه.