ناشناس

سوال 10691

حدود هشت ماهه که مادرم رو از دست دادم و هنوز ذره ای از غم از دست دادنش کم نشده و از این بابت در عذابم چیکار کنم تا یکم آرومتر بشم و بتونم با غم از دست دادنش کنار بیام؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
سلام از صمیم قلبم بهتون تسلیت میگم 
و امیدوارم روحشون شاد باشه 
غم از دست دادن مادر خیلی خیلی خیلی سخته  و جاشون با هیچ چیز پر نمیشه 
اصلا خودتون رو مجبور نکنید که روی غمتون رو بپوشونید حتما دوران سوگواری انجام بدید یعنی هرزمان گریتون گرفت گریه کنید و اصلا جلوی خودتون رو نگیرید 
تو روانشناسی یه اصطلاحی برای زمان از دست رفتن عزیزانمون هست که بهش میگن مرحله سوگواری که خودش شامل چند مرحله هست 
 انکار و دوری گزینی: فرد در ابتدا ممکن است وقوع چنین فاجعه ای را انکار کند.
این مرحله ممکن است بسیار کوتاه یا طولانی باشد.
در این مرحله، فرد اغلب گوشه‌گیر گشته و خود را از روابط اجتماعی کنار می کشد.
(مثلاً وقتی به شخص خبر میرسد که یکی از اعضای فامیل فوت کرده، برایش بسیار مشکل است که این موضوع را باور کند)
۲٫ خشم: در این مرحله فرد مصیبت دیده نسبت به خود، فرد از دست رفته، یا همه‌ی جهان احساس خشم و عصبانیت می کند
(چرا همچو کاری شد؟ چرا من باید عضو خانواده خود را از دست بدهم؟ چرا خدا جگرگوشه ام را از من گرفت؟)
۳٫ چانه‌زنی و میل به دیدار یا جستجوی فرد از دست رفته، از دیدگاه جان بالبی این مرحله با اشتغال ذهنی در باره فرد از دست رفته و جستجو ویادآوری خاطرات وی همراه است.
(اگر پدرم/برادرم/زنم/دوستم زنده بماند، از او بهتر نگهداری میکنم، دوست بهتری میشوم، از او معذرت خواهی میکنم. خدایا یک شانس دیگر برایم بده!)
۴٫ افسردگی: در این مرحله اندوه و مصیبت ممکن است به صورت احساس افسردگی، بی تفاوتی، و بی حسی (کرختی) در فرد ظاهر شود.
(زندگی بی حاصل است. کاش زنده نمی‌بودم و این روز را نمی‌دیدم!)
۵٫ پذیرش/قبول: زمانی است که از ماتم، خشم، و اندوه فرد به تدریج کاسته می شود و او شروع به پذیرش واقعیت موجود می کند.
(همه‌ی ما می‌میریم. مرگ جزیی از زندگی ماست. عزیز ما از دست رفت، ولی امیدوارم در دنیای دیگر آرام باشد)
و در اخر توصیه میکنم برای اینکه حال بهتری داشته باشید حتما از یک مشاور کمک بگیرید.