سوال 11468
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
2 پاسخآقا /خانم ناشناس
اولا پای خودت لنگ میزنه که ناشناسی
دوما اول بفهم و درک و آنالیز و دانش کافی رو داشته باش بعد کلمات رو در دهانتان بچرخانید/
سوما من چوب سادگی خودم رو خوردم و بدون تحقیق و شناخت و آشناییت و توکل به خدا رفتم جلو ولی متاسفانه دختر بی خدا جلوم سبز شد برای گرفتن پول.
پنجمن اگه همون شانس کوچولو رو هم نداشتم الان همه چیم رو گرفته بود و من هم گوشه زندان بودم.
ششم: از من حداقل تو خاورمیانه پیدا نمیشه که قدر همسرش رو 100 درصد بدونه - این هم که میام و به مردم تجربه و راه غلطی که رفته ام را می گویم برای این هست که یک یدیگه اضافه نشه به امثال من.
هفتم: من خودم و هفت جد و آبادم تو کار روانشاسی و پزشکی و دادگاه و وکالت هستند. به حد کافی هم حس ششم و دانش لازم رو برای سنجش افراد دارم.
شما می خواهی از تجربیات استفاده کن، نمی خواهی بشین سرت بیاد یا سرشون بیار. شما فقط به جای خودت می تونی امر و نهی کنی.
خوب در نگاه اول کاملآ درست و منطقی بوده.
سوال اول انها این است که اگر اهل زندگی بود ادامه میداد و میساخت. الکی سر یه چیز بیخود جدا نمیشد.
اما کار اصلی این است که شما تحقیق کنید. علت را کشف کنید و دختر و خانواده اش را هم شناخت کلی برسید.
باهم مقایسه کنید اگر در کنار دلبستگی ، نتیجه اخلاقی خوبی هم داشت ، برای ازدواج و قانع کردن خانواده خود بسم الله بگویید.
معمولا دخترهایی که طلاق میگیرن ، یه تعداد واقعاً تجربشون زیاد میشه و دفعه بعدی بیشتر ارزش میدن به زندگی