ناشناس
سوال 11931
من دوس دارم تنها باشم و از جمع دوری میکنم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
کاربر گرامی لازم است در مورد مشکل تان برای من بیشتر توضیح دهید چرا که میل به تنهایی انواع مختلفی دارد
مثلا تنهایی خود خواسته
تنهایی عاطفی و هیجانی و
تنهایی اضطرابی
نوع دیگری از تنهایی هم هست که موقتی است. انسانها نیاز به تنهایی دارند، مثلا اتفاقی در زندگی افتاده که باعث شده فرد مدتی تصمیم بگیرد به گوشه خلوتی پناه ببرد. البته در این موارد تنهایی به آرامش تعبیر میشود که فرد میخواهد از هیاهوی زندگی دور بماند تا ساختار ذهنی خود را منسجم کند. این نوع تنهایی باعث آزار فرد میشود و در نهایت تصمیم میگیرد از تنهایی خارج شود. تنهاییهای دیگری هم وجود دارد که به فرد تحمیل میشود؛ مثلا فرد ازدواج کرده و طلاق میگیرد، در اثر فوت مادر یا پدر و... تنها میماند یا از شهری به شهر دیگر مهاجرت یا محله زندگیاش را عوض میکند. این تنهاییها هم موقتی هستند و این حس را در یک دوره زمانی ایجاد میکنند که کسی اطراف فرد باقی نمانده ولی همانطورکه گفته شد، موقتی است و به مرور فرد از این فضا خارج میشود و ارتباط برقرار میکند زیرا انسانها موجودات اجتماعی هستند و نیاز به ارتباط با دیگران دارند.
حال شما باید بگویید تنهایی تان چگونه است تا امکان راهنمایی باشد
آیا از بودن در جمع بیزارید و دوستی ندارید؟
یا اینکه اتفاقی افتاده و فعلا حوصله جمع را ندارید؟
همیشه اینگونه بوده اید؟
آیا ارتباط برقرار می کنید ولی روابط تان سطحی است؟
در هر حال مایلم توضیح داده و مثال بزنید
موفق باشید
کاربر گرامی لازم است در مورد مشکل تان برای من بیشتر توضیح دهید چرا که میل به تنهایی انواع مختلفی دارد
مثلا تنهایی خود خواسته
تنهایی عاطفی و هیجانی و
تنهایی اضطرابی
نوع دیگری از تنهایی هم هست که موقتی است. انسانها نیاز به تنهایی دارند، مثلا اتفاقی در زندگی افتاده که باعث شده فرد مدتی تصمیم بگیرد به گوشه خلوتی پناه ببرد. البته در این موارد تنهایی به آرامش تعبیر میشود که فرد میخواهد از هیاهوی زندگی دور بماند تا ساختار ذهنی خود را منسجم کند. این نوع تنهایی باعث آزار فرد میشود و در نهایت تصمیم میگیرد از تنهایی خارج شود. تنهاییهای دیگری هم وجود دارد که به فرد تحمیل میشود؛ مثلا فرد ازدواج کرده و طلاق میگیرد، در اثر فوت مادر یا پدر و... تنها میماند یا از شهری به شهر دیگر مهاجرت یا محله زندگیاش را عوض میکند. این تنهاییها هم موقتی هستند و این حس را در یک دوره زمانی ایجاد میکنند که کسی اطراف فرد باقی نمانده ولی همانطورکه گفته شد، موقتی است و به مرور فرد از این فضا خارج میشود و ارتباط برقرار میکند زیرا انسانها موجودات اجتماعی هستند و نیاز به ارتباط با دیگران دارند.
حال شما باید بگویید تنهایی تان چگونه است تا امکان راهنمایی باشد
آیا از بودن در جمع بیزارید و دوستی ندارید؟
یا اینکه اتفاقی افتاده و فعلا حوصله جمع را ندارید؟
همیشه اینگونه بوده اید؟
آیا ارتباط برقرار می کنید ولی روابط تان سطحی است؟
در هر حال مایلم توضیح داده و مثال بزنید
موفق باشید
