سوال 12008
سلامخواهر من در آستانه ازدواج بود که من بخاطر شکی که به خواستگار پیدا کردم در جلسه اول گفتم شاید معتاد باشه سلفه زیاد و قرمزی چشمو بعد جلسه به خانواده گفتم شبیه به معتاد ها هستو در جلسه بعدی مادرم هم همین شک را پیدا کرد و اشتباه مادرم این بود روی این شک مهر یقین زده شدو بخاطر اینکه خواهرم چند سالی با نامزدش دوست بودن با اعتماد کامل این آقا رو برد آزمایشگاه و دید که معتاد نیستندولی بعد این موضوع اختلافهای دیگه ای ایجاد شده و ازدواج به سرانجام نرسیدهنوز که هنوزه خواهرم منرو نفرین میکنه و میگه تقصیر تو بوده و این برای من جرقه ای شده که هر چند ماه یک بار باعث آتش کشیده شدن من توسط خواهرم میشه نفرین و دعوا ممکنه بتونید راهنمایی کنید که من باید چکار کنم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
شما در این مدت از خواهرتان دلجویی کرده اید و از اتفاقی که افتاده ابراز ناراحتی نکرده اید؟
گاهی پذیرش اشتباه یا همدلی کردن با احساس طرف مقابل از تکرار جر و بحث جلوگیری می کند.
پس مشکل را کم و بی اهمیت جلوه ندهید. جملات خود را با تو شروع نکنید. شاید اگر یکبار با لحن آرام و
منطقی بگویید :
"من قصدم خوشبختی تو بود و از اینکه این اتفاق باعث ناراحتیت شده واقعا ناراحت هستم. اگر نفرین
کردن آرومت می کنه من همیشه هستم تا تو رو آروم کنم " و در ادامه بحث، دیگر از خودتان دفاع نکنید
و سهم خود در این میان را کم جلوه ندهید و تقصیر مادر و اتفاقات بعدی نیندازید. شاید اگر خواهرتان
متوجه شود که احساساتش درک شده است احساس آرامش کند. موفق باشید
شما در این مدت از خواهرتان دلجویی کرده اید و از اتفاقی که افتاده ابراز ناراحتی نکرده اید؟
گاهی پذیرش اشتباه یا همدلی کردن با احساس طرف مقابل از تکرار جر و بحث جلوگیری می کند.
پس مشکل را کم و بی اهمیت جلوه ندهید. جملات خود را با تو شروع نکنید. شاید اگر یکبار با لحن آرام و
منطقی بگویید :
"من قصدم خوشبختی تو بود و از اینکه این اتفاق باعث ناراحتیت شده واقعا ناراحت هستم. اگر نفرین
کردن آرومت می کنه من همیشه هستم تا تو رو آروم کنم " و در ادامه بحث، دیگر از خودتان دفاع نکنید
و سهم خود در این میان را کم جلوه ندهید و تقصیر مادر و اتفاقات بعدی نیندازید. شاید اگر خواهرتان
متوجه شود که احساساتش درک شده است احساس آرامش کند. موفق باشید
