سوال 12010

سلام. 38 سالمه. یبار ازدواج ناموفق داشتم. کارمند رسمی هستم. دکتری خوندم و تدریس هم میکنم دانشگاه. خونه و ماشین در شان هم دارم. ولی نمیتونم به کسی اعتماد کنم . چون یبار زخمی شدم. ولی تنهایی هم اذیتم میکنه. بنظرتون چیکار کنم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

4 پاسخ
profile-photo
درود 🌱
برای توسعه فردی و رشد شخصیت خود تا حد ممکن وقت بگذارید. رشد فردی به شما کمک می‌کند تا در انتخاب همسر آینده خود موفق باشید و فردی مناسب با معیارهای ازدواج خود را برای شروع یک زندگی مشترک انتخاب کنید.
نیاز نیست از روز اول به او اعتماد کنید. به عشق‌تان فرصت رشد کردن بدهید. در زمان خاص خودش می‌توانید به او اعتماد کنید و قلب‌تان به روی او باز خواهد شد. نباید اصرار کنید و بخواهید با اجبار عاشق کسی شوید و اعتماد کامل داشته باشید. به وقتش همه اتفاقات با روند طبیعی خودشان خواهد افتاد.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
profile-photo
کاربر گرامی
با یک بار زمین خوردن که نمی توان گفت که دیگر راه نمی روم, بله درسته یک تجربه هایی در زندگی قبلی تان داشته اید و اینقدر ناخوشایند ازار دهنده بوده که حال تصمیم گرفته اید به فرد دیگری اعتماد نکنید منتها نیاز دارید که بدانید که:
1.چه عواملی سبب این جدایی شد چون وقتی چالشی بین زوجین پیش می اید هر دو سهم دارند حال هرکدام به نسبت خودشان

2. ایا این عوامل را برسی کرده اید که ببینید چقدر سهم شما بوده است؟
3. و برای ان مقداری که سهم شما بوده است چه برنامه ای داشته اید ؟و چه اقداماتی جهت شناختن انها و رفع کردن ان انجام داده اید؟
4. و حتی حالا که این اعتماد شما خدشه دار شده چه بر نامه ای دارید که بتوانید یک بررسی همه جانبه داشته باشید؟
5. و این ترس از تنهایی ممکنه تله ای باشه برای شروعی دوباره بدون اینکه زندگی قبلی را بررسی جامعی داشته باشید
6. شروع دوباره دو حالت دارد:
1-6.اگر شروع دوباره با یک ادم خوب باشد و بخت یار شما باشد این جوری می شود که چون اسیب های رابطه ی قبلی بررسی نشده و برطرف نشده احتمالا شما به او اسیب وارد می نمایید چون زخمهای عاطفی التیام نیافته است
2-6. و حال اگر شروع دوباره با یک ادم نامناسب باشد که روز از نو روزی از نو همهان مشکلات با چالش های بیشتر همراه با خراشهای عاطفی بیشتر
در نهایت در این دوحالت به نتیجه خواهید رسید که من دیگه ادم ازدواج نیستم یعنی دچار درماندگی اموخته شده می شوید و از خود ناامید می شوید( اصطلاح عامیانه اش اینه که لب دریا هم باید یک لیوان اب ببرم).
لذا پیشنهاد دارم که به نشانه های روحی تان توجه نماییدو با یک روان درمانگر که می تواند کمک تان نماید و مسیر را با ایشان دوباره باز نگری نمایید و با کوله بار ی از تجربه اتان حالا دست به انتخاب بزنید نه به خاطر تنهایی

profile-photo
سلام اینکه یک بار تجربه ازدواج ناموفق داشتید نباید مانع بشه که دیگه ازدواج نکنید باید از تجارب زندگی قبلی درس بگیرید که ان موارد دیگه اتفاق نیفته،سعی کنید زخم های به وجود امده را بررسی و ترمیم کنید و بتونید با انتخاب مناسب ازدواج موفقی را داشته باشید،البته شاید باید در دوران اشنایی سعی کنید بیشتر ملاکها و معیارهاتون را بسنجید و اگر تفاوتها عمده بودن در تصمیم گیری انها را مدنظر قرار بدید،از مشاور کمک بگیرید
profile-photo
با سلام
سرشت انسان با تنهایی همخوان نیست. شما می توانید با استفاده از تجربه ای که داشته اید به نکات منفی
 که باعث شده ازدواج موفقی نداشته باشید بهتر و بیشتر از افرادی که ازدواج نکرده اند واقف شوید. اگر
 کفشی پای شما را زخم کند دیگر کفش نمی پوشید یا برای خرید بعدی به نکاتی که پیش از آن توجه نکرده
 بودید بیشتر دقت می کنید؟ با خودشناسی در جستجوی فردی باشید که با شما تطابق لازم را داشته باشد. 
 از روی احساس و ترس از تنهایی  ممکن است باز هم انتخاب درستی نداشته باشید . پس آگاهانه تلاش
 کنید فرد مناسب خود را پیدا کنید. موفق باشید