سوال 12094
سلام من فرزند سوم هستم و تک پسر خانواده، از بچگی خیلی محدود بودم که هر جایی نرفتم نبودم ، با دوستانم بیرون نرفتم و این باعث از دوستانم دور شدم و الان که ۲۵ سالم هست دوستی ندارم که تفریحی داشته باشم و اکثر اوقات تنهام ، و فرد اجتماعی نیستم در کنار کسی قرار بگیرم بلد نیستم چطور باشم از چی حرف بزنم یا حتی جواب طرف مقابل رو بدم و اکثرا ساکت هستم و از این موضوع خسته ام ،..... مورد بعدی اینکه خانواده زیاد به من وابسته هست و هر موقع بخوام جایی برم ، بیرونی حتی واسه کاری یا هر چیز دیگه باید به صورت مدام جواب پس بدم که من کجا میرم با کی میرم ، وقتی هم بیرون هستم تماس میگیرن کجایی کی میایی، یا اگر دیر بیام نه اینکه شب باشه و دیر میام حتی در روز تماس میگیرن که کجایی و چرا نیومدی؟از این رفتار متنفرم و خسته شدم چیکار کنم دیگه؟؟،
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
اگر رفتاری دارید که نمی پسندید می توانید برای تغییر تدریجی آن برنامه ریزی کنید. البته باید معیار
تغییر خودتان باشید و خودتان را با خودتان مقایسه کنید تا ناامید نشوید. اگر یک فرد که خیلی خوش
صحبت است و با دیگران به راحتی وارد رابطه می شود بعنوان الگو انتخاب کنید شاید کمک کند ولی اگر
بخواهید او را معیار تغییر رفتار قرار دهید و سایر ویژگی های خودتان و او را در نظر نگیرید ممکن است از
خودتان ناامید شوید. برای شروع از جمع های کوچک و آشنا شروع کنید. ابراز عقیده کنید. وارد بحث شوید
وقتی اعتماد به نفس لازم را پیدا کردید در جمع های کوچک و کمی غریبه وارد شوید. مطالعه داشته باشید
خصوصا مهارت ارتباط موثر و مهارت خودشناسی را یاد بگیرید.
در خصوص کنترل خانواده هم این رفتار برای این است که والدین نگران هستند و فراموش می کنند
فرزندشان پسر بزرگی شده است و باید در رفتار خود تجدید نظر کنند. با یادگیری مهارت همدلی و مهارت
ابراز وجود این مشکل نیز قابل حل است. خواستن برای تغییر اولین قدم است که شما آن را بر داشته اید با
کمی مطالعه و تلاش شرایط را به نفع خود تغییر خواهید داد. موفق باشید
اگر رفتاری دارید که نمی پسندید می توانید برای تغییر تدریجی آن برنامه ریزی کنید. البته باید معیار
تغییر خودتان باشید و خودتان را با خودتان مقایسه کنید تا ناامید نشوید. اگر یک فرد که خیلی خوش
صحبت است و با دیگران به راحتی وارد رابطه می شود بعنوان الگو انتخاب کنید شاید کمک کند ولی اگر
بخواهید او را معیار تغییر رفتار قرار دهید و سایر ویژگی های خودتان و او را در نظر نگیرید ممکن است از
خودتان ناامید شوید. برای شروع از جمع های کوچک و آشنا شروع کنید. ابراز عقیده کنید. وارد بحث شوید
وقتی اعتماد به نفس لازم را پیدا کردید در جمع های کوچک و کمی غریبه وارد شوید. مطالعه داشته باشید
خصوصا مهارت ارتباط موثر و مهارت خودشناسی را یاد بگیرید.
در خصوص کنترل خانواده هم این رفتار برای این است که والدین نگران هستند و فراموش می کنند
فرزندشان پسر بزرگی شده است و باید در رفتار خود تجدید نظر کنند. با یادگیری مهارت همدلی و مهارت
ابراز وجود این مشکل نیز قابل حل است. خواستن برای تغییر اولین قدم است که شما آن را بر داشته اید با
کمی مطالعه و تلاش شرایط را به نفع خود تغییر خواهید داد. موفق باشید
