سوال 12127

دختری 29ساله هستم تا این سن مشغول تحصیل و آزمون استخدامی بودم حالا که به خواسته هام رسیدم به فکر ازدواج افتادم اما با اینکه دوس دارم ازدواج کنم ولی نمیخوام به هر قیمتی این اتفاق بیفته مثلا همه پسرا دخترای آرایش کرده و زیبا دوس دارن و ملاک های دیگه براشون مهم نیست و من آدم مقیدی هستم و دوس دارم فقط برای همسر آیندم آرایش کنم و یا اینکه وقتی میبینم همه پسرا روابطی با دخترا داشتن که حتی پدرومادرشونم بی خبرن و کم کمش خودارضایی و... دارن نسبت به پسرهام بدبین شدم... نمیدونم چیکار کنم که فرد مورد نظرم رو پیدا کنم چرا باید با اینکه خودم با کسی هیچگونه رابطه ای نداشتم با چنین پسرایی ازدواج کنم و برای جلب توجه پسرا دست به کارایی بزنم که بهشون اعتقادی ندارم مثل آرایش، لبخند زدن و یا زل زدن به پسرا...

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

4 پاسخ
profile-photo
باسلام
دوست گرامی ازدواج با هم کفو یک اصل بسیار مهم است و قطعا هر چه کفویت در زمینه اخلاقی و اعتقادی بیشتر و بالاتر باشد، ازدواج با موفقیت بیشتری همراه خواهد بود
دوست من قبول دارم که در برخی از زمینه ها برخی از جوانان بی توجه شده اند ولی این مساله اصلا به معنای این نیست که همه جوانان ما اینگونه هستند. این صحبت شما مانند این است که پسران همه دختران را به لاقیدی متهم کنند. آیا این حرف درست است؟ قطعا نه. 
اما متاسفانه همیشه رفتارهای ناپسند بیشتر به چشم آمده و جوانان سالم که رعایت شوونات می کنند، از دید ما غافل می مانند. 
توصیه می کنم خیلی پای صحبت افرادی که این طرز ادبیات را دارند ننشینید. قدری واقع بین باشید و در محیطهایی که متناسب با روحیه تان هست رفت و امد کنید خصوصا محیطهای مذهبی که متناسب با رفتار و منش شماست
ضمنا کسی نمی گوید شما آرایش و جلب توجه کنید ولی حتما با رعایت شوونات به ظاهر و لباس پوشیدن تان بسیار توجه کنید. 
موفق باشید
سلام وقتتون بخیر با توجه به اینکه به بعضی واقعیت ها در جامعه ما اشاره کردید اما باید این مساله را کلی ومطلق فرض نکنید و بدانید کار درست همین است که خودتان بمانید وبرای چیزی که مشخص نیست خودتان را تغییر ندهید.
واین فرموده هایتان وبی اعتمادی وببینید شما می تواند از پس زمینه های دهنی شما باشد آنچه دیده ایده وشنیده اید. بایدبدانید که در همین اوضاع خیلی از پسر ها هم شرایط شما را دارند پس وقتی خواستگاری دارید بدون برچسب اورا بررسی کنید تا به شناخت برسید . و به دیگران خودتان را خوب معرفی کنید در واسطه گری های مطمئن نام بنویسد
با سلام و احترام
در جهان ،انسانهایی آمدند و رفتند و در حال حاضر وجود دارند از زن و مرد که ساختار یکسانی داشتند و دارند اما تفاوت های گوناگونی با هم دارند موفق ترین و بهترین آنها از نظر خدای بزرگ چه کسانی هستند بله پیامبران و امامان و بزرگان و...چرا ما شامل اینها نیستیم بخاطر گناهانی که خواسته و نا خواسته مرتکب می شویم .
بزرگوار این را گفتم اول به خودم که حواسم را جمع کنم بعد به شما رسیدن به خواسته ها از راه مشروع بهتر است یا نا مشروع خوشبحال کسانی که در بدترین شرایط هم خدا را حاضر و ناظر می بینند الم یعلم به ان الله یری این را گفتم که خیلی مواظب باشی اگر نیت شما ازدواج باشد نباید در خیابان دنبال همسر گشت چرا آن کسی که در خیابان با تو دوست می شود به تو بدبین می شود و از این دست ازدواج ها که منجر به جدایی رسیده زیاد است.
ودر آخر در ایران دختر و پسرهایی سن ازدواجشان رسیده یا شرایط'اقتصادی اجازه نمی دهد یا کیس مناسبی پیدا نمی کنند یا شغلی ندارندیا به همه بدبین شده یا می ترسد که ازدواج کند چرا که توقعات بالا رفته چه دختر و چه خانواده ها در نهایت دوستان خود را می بیند که ازدواج کرده اند راضی می شوند با کسی که هیچ سنخیطی باهم ندارن ازدواج کنند و دو سه ساله از زندگیشان به پایان می رسد و با خود می گویند ای کاش که ازدواج نمی کردم .
نمازهایتان را صحیح و اول وقت بخوانید.
وذکر اسئل الله من فضله را زیاد و از دل بگویید.
همه پسرها اینطوری نیستن. من هم به عنوان یک پسر همین مشکلو با خانم ها دارم. یک عمر سالم زندگی کردم و حتی یک دوستی ساده هم نداشتم چه برسه به نواردی که گفتید. ولی نتیجه ش شده اینکه در سن ۳۵ سالگی هنوز در به در دنبال خواستگاری و ازدواج باشم به عالم و ادم رو انداختم ولی هر روز بیشتر و بیشتر سبک و بی ارزش شدم چرا که خانم ها به کسی که تجربه ارتباط با خانم ها رو نداشته باشه خیلی راحت جواب رد میدن و مسخرش میکنن چون هیچی حالیش نیست. هرچی زمان میگذره بیشتر و بیشتر به این نتیجه نیرسم که کل عمرم رو اشتباه کردم و زندگی و گذشتم رو ضرر کردم و ایندمو از دست دادم. یک عمر با این تفکر که سالم زندگی کنم رفیق بازی نکنم دنبال رابطه های ناجور نرم که وعده خدا عملی بشه و یک خانم خوب وارد زندگیم بشه و زندگی موفق و سالمی بسازم اما ده سال از اول خواستگاری که رفتم گذشته و هنوزم هم دارم میرم خواستگاری های مختلف و جواب رد بهم میدن. با کلی امید وارد همدم شدم و همدم هم برام کاری نکرد و هیچ موردی نیست که بهم معرفی کنه. دلم میسوزه وقتی میبینم پسرایی که از هیچ کثافت کاری دریغ نکردن ولی خیلی راحت ازدواج کردن و خوشبخت هستن که شرایط من براشون آرزوه و یکی هم مثل من در به در دنبال ازدواج شرعی و قانونی و رسمی و اسلامی باشم هر بار به بن بست برسم. در ناامیدانه ترین حالت ممکن یک انسان در زندگی هستم و عمر رفته پشیمان و از اینده نامید و ترسان