ناشناس
سوال 12137
دختری که از کودکی دوستش داشتم را به بهانه کنکور گفتن فعلا نه و من هین خدمت بودم که ازدواج کرد و حالا هرچی به خانواده میگم که تنهام و درخواست ازدواج میکنم میگن نه و این تنهای داره باعث به وجود اومد مشکلاتی میشه و میخوام در اولین فرصت به مشاوره برم که متاسفانه حین خدمتم و کسی اجازه نمیده به امور فنی واقف هستم توانای باز کردن مغازه پروتئینی هم هستم فوت و فنون کار رو بلدم و اشنا هم دارم لوله کصی هم بلدم و ابزارمم کامله در حال حاضر تونستم از سیستان و بلوچستان به یزد و شهر خودم انتقال پیدا کنم و از همین دادگاهی که در حال خدمت هستم فاکتور دارم چون کاراشونو امجام دادم و به راحتی میتونم کسب و کار خودمو شروع کنم ولی خونواده این اجازه رو نمیدن
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
اگر خانواده با ازدوج شما مخالفت می کنند به احتمال زیاد بخاطر سن کم و نداشتن استقلال مالی است و
برای شروع کسب و کار نیاز به سرمایه دارید و بحث اجازه ندادن نیست. مسلما خودتان اگر سرمایه
داشتید نیاز به اجازه آنها نداشتید.
کمی صبور باشید. بگذارید دوران سربازی تمام شود. کم کم به آن ها نشان دهید که بعنوان یک فرد
بزرگسال می توانید مسئولیت پذیر باشید و توانایی لازم برای اینکه کار و ازدواج کنید را دارید.
اگر هیجانی برخورد کنید و برای هر کاری مشاجره کنید آن ها بیشتر فکر می کنند که شما هنوز به بلوغ
عاطفی نرسیده اید و با شما مانند یک پسر بچه رفتار می کنند. اگر انتظار دارید به نظرات و ایده های شما
بها بدهند باید رفتارتان منطقی باشد . موفق باشید
اگر خانواده با ازدوج شما مخالفت می کنند به احتمال زیاد بخاطر سن کم و نداشتن استقلال مالی است و
برای شروع کسب و کار نیاز به سرمایه دارید و بحث اجازه ندادن نیست. مسلما خودتان اگر سرمایه
داشتید نیاز به اجازه آنها نداشتید.
کمی صبور باشید. بگذارید دوران سربازی تمام شود. کم کم به آن ها نشان دهید که بعنوان یک فرد
بزرگسال می توانید مسئولیت پذیر باشید و توانایی لازم برای اینکه کار و ازدواج کنید را دارید.
اگر هیجانی برخورد کنید و برای هر کاری مشاجره کنید آن ها بیشتر فکر می کنند که شما هنوز به بلوغ
عاطفی نرسیده اید و با شما مانند یک پسر بچه رفتار می کنند. اگر انتظار دارید به نظرات و ایده های شما
بها بدهند باید رفتارتان منطقی باشد . موفق باشید
