سوال 12291

سلام من یک جوان ۳۵ساله هستم.از ۱۵سالگی که درس را ول کردم نتوانستم انگیزه ای برای زندگی و کار داشته باشم.و از محیط کار بیشتر فراری بودم. حتی این حال بنده به زندگی بنده ضربه وارد کرد طوری که باعث جدای از زنم شد.تو محیط کار آرامش ندارم و همیشه اضطراب دارم. و حالتی از غم همراه من بوده.و این موضوع باعث حالتی از ناامیدی در من شده لطفاً راهنمایی کنید

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo
باسلام
کاربرگرامی برداشت من از يادداشت شما این است که در انگیزه مشکل دارید.انکیزه فرایندی است که به انسان نیرو و هدف میدهد و به نوعی موتور حرکتی انسان است
شما از ابتدا مشکل انگیزه داشته اید ولی متاسفانه نه خودتان و نه اطرافیان، به این مشکل رسیدگی نکردید و این مساله بیست سال است که همراه شماست و اسیب های زیادی به شما زده است
توصیه اول من به شما این است که حتما مراجعه حضوری نزد روان شناس داشته باشید تا به مشکلات تان رسیدگی شود. من یک سری راهکار ارایه میدهم اما قطعا کافی نیست و مراجعه حضوری ضرورت دارد:
 در گام اول باید افکار منفی را از ذهن تان پاک کنید که قطعا این کار نیازمند تمرین و برنامه ریزی است 
در گام دوم باید برنامه ریزی داشته باشید. برنامه ریزی یکی از اصول فراموش‌نشدنی کار است. خوب فرض می‌کنیم که شما افکار مثبتی دارید. اما چون ذهن‌مان تشخیص نمی‌دهد ما مثبت فکر می‌کنیم یا منفی و فقط کلمات و احساسات مربوط به آنها را دریافت می‌کند، باید بدانیم چگونه و درباره‌ی به چه موضوعاتی فکر کنیم. مثلا به جای آنکه فکر کنید «نمی‌خوام دربه‌در و فقیر باشم»، «نمی‌خوام تمام عمرم موجود بیچاره‌ای باشم» باید فکر کنید «می‌خوام امنیت مالی داشته باشم». ساده است؛ چون اولی پر از کلمات منفی است و دومی یک کلمه‌ی مثبت و مهم دارد. 
نکته‌ی مهم این است که برای این هدف یا هر هدف دیگری باید چند نمونه برنامه‌ی کارامد داشته باشید. اکر واقعا این هدف مد نظر شماست، باید اول ببینید دقیقا چه می‌خواهید و چه برنامه‌ای برای تحققش دارید، اگر واقعا بخواهید راهش را هم پیدا می‌کنید. مگر اینکه نخواهید هدفی داشته باشید که از آن انگیزه‌ای به وجود بیاید. 
در گام بعدی سعی کنید یک هدف داشته باشید. اگر یک لیست بلندبالا از اهداف‌ داشته باشید، تنها اتفاقی که می‌افتد این است: استرس می‌گیرید، بی‌خیال همه‌شان می‌شوید، دچار رفتار اجتنابی می‌شوید و رسیدن به هدف را به بعد موکول می‌کنید. اما اگر قدم به قدم و یکی یکی به اهداف‌تان فکر کنید شدنی‌تر خواهند بود. می‌توانید روی یکی تمرکز کنید، به آن برسید و سراغ بعدی بروید. 
اگر نتوانید روی یک هدف خاص تمرکز کنید، نمی‌توانید روی خودتان متمرکز شوید پس انگیزه‌ای در کار نخواهد بود. اهداف‌تان را به اهداف کوچک‌تر و کوتاه‌مدت تقسیم کنید تا امکان رسیدن به آنها بیشتر شود. سعی کنید یک برنامه بریزید و کم‌کم به هدف‌تان نزدیک شوید.
یک اقدام مهم دیگر این است که درباره داستان موفقیت دیگران مطالعة کنید.
  این طور داستان‌ها می‌تواند برای پیشرفت ترغیب‌تان کند و از بی‌تفاوتی نجات‌تان دهند. 
یک نکته که از همه مهم تر است این است که برای ایجاد تغییر در زندگی تان تصمیم جدی بگیرید
اگر این تصمیم جدی باشد می توانید گامهای بعدی را با اقتدار و محکم بردارید. 
تا جوان هستید و دیر نشده تصمیم به ایجاد تغییر جدی بگیرید
موفق باشید