سوال 12416
سلام شمابه من گفتین توضیح میدادم چرابلوغ عاطفی ندارم من یعنی احساساتم نمی تونم کنترل کنم نمیدونم چطور کنترلش کنم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
کاربر گرامی سوال شما را در یادداشت قبلی توضیح دادم. با این توضیح تکمیلی هم بهتر متوجه منظورتان شدم. در ادامه چند راهکار ارایه میدهم امیدوارم مفید باشد:
برای بهبود مهارتهای کنترل احساسات باید صبور باشید:زندگی ما در بستری از احساسات جاری است بنابر این ما دائما درحال تجربه آنها هستیم. اگر میخواهید کنترل احساسات خود را در نظر بگیرید، دائما باید در حال تلاش باشید.
برای کنترل و مدیریت احساسات، خود را دائما تحلیل و بررسی کنید:احساساتی که تجربه میکنید را مد نظر بگیرید و آنها را نام گذاری کنید. بین آنها تفاوت قائل شوید و به هر یک اسم دهید: خشم، غم، ترس،اضطراب و استرس و... .
به محض اینکه یک احساس خاصی را تجربه کردید، به دنبال علت و معلول آن بگردید:دلیل برانگیختگی این احساس شما چیست؟ علتهای برانگیخته شدن احساسات شما میتواند درونی، بیرونی و یا ترکیبی از هر دو آنها باشد. یک فکر، حرف فرد دیگر و یا حتی یک احساس دیگر میتواند منجر به برانگیختگی احساسات شما شود. از خودتان بپرسید و به دنبال علتهای آن بگردید.
بعد از به نتیجه رسیدن به دنبال پیدا کردن راه حل باشید:ممکن است گاهی نیاز باشد تا طرز فکر خود را تغییر دهید. افکار شما مرتبط با احساسات شما هستند. بیشتر مواقع عدم شناخت و آگاهی و یا وجود یک فکر ناکارآمد در شما احساس ناخوشآیند و بدی را ایجاد میکند.
در نهایت این شما هستید که باید تصمیم بگیرید چگونه عمل کنید. شاید سختترین قسمت ماجرا همین باشد.
مدیریت احساسات و نحوه عکس العمل ما به آنها، تنها یک عادت است که عادتها در مرور زمان و تمرین و ممارست دچار تغییر میشوند.
موفق باشید
کاربر گرامی سوال شما را در یادداشت قبلی توضیح دادم. با این توضیح تکمیلی هم بهتر متوجه منظورتان شدم. در ادامه چند راهکار ارایه میدهم امیدوارم مفید باشد:
برای بهبود مهارتهای کنترل احساسات باید صبور باشید:زندگی ما در بستری از احساسات جاری است بنابر این ما دائما درحال تجربه آنها هستیم. اگر میخواهید کنترل احساسات خود را در نظر بگیرید، دائما باید در حال تلاش باشید.
برای کنترل و مدیریت احساسات، خود را دائما تحلیل و بررسی کنید:احساساتی که تجربه میکنید را مد نظر بگیرید و آنها را نام گذاری کنید. بین آنها تفاوت قائل شوید و به هر یک اسم دهید: خشم، غم، ترس،اضطراب و استرس و... .
به محض اینکه یک احساس خاصی را تجربه کردید، به دنبال علت و معلول آن بگردید:دلیل برانگیختگی این احساس شما چیست؟ علتهای برانگیخته شدن احساسات شما میتواند درونی، بیرونی و یا ترکیبی از هر دو آنها باشد. یک فکر، حرف فرد دیگر و یا حتی یک احساس دیگر میتواند منجر به برانگیختگی احساسات شما شود. از خودتان بپرسید و به دنبال علتهای آن بگردید.
بعد از به نتیجه رسیدن به دنبال پیدا کردن راه حل باشید:ممکن است گاهی نیاز باشد تا طرز فکر خود را تغییر دهید. افکار شما مرتبط با احساسات شما هستند. بیشتر مواقع عدم شناخت و آگاهی و یا وجود یک فکر ناکارآمد در شما احساس ناخوشآیند و بدی را ایجاد میکند.
در نهایت این شما هستید که باید تصمیم بگیرید چگونه عمل کنید. شاید سختترین قسمت ماجرا همین باشد.
مدیریت احساسات و نحوه عکس العمل ما به آنها، تنها یک عادت است که عادتها در مرور زمان و تمرین و ممارست دچار تغییر میشوند.
موفق باشید
