ناشناس

سوال 12434

من هیچ علاقه‌ای به خودم ندارم. از گذشته خودم غمگینم و نسبت به آینده‌ سالهاست دلسردم. امیدی ندارم و علاقه‌ای هم به امیدوار شدن ندارم. مریضی هستم که کسی جز خودم نمیتونه بهم کمک کنه، اما نمیخوام کمکم کنه. سوال "خب آخرش که چی؟" بزرگترین چالش منه و هیچ دلیلی نتونسته برای مدت طولانی دلمو قرص و منو سرزنده و امیدوار نگه‌داره...

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo
سلام و درود
دوست عزیز قبل از هر چیز باید شما به این پذیرش و باور برسید که برای حال خوبتون اقدام و تلاش کنید
البته همین که مشکل خودتون رو اینجا مطرح کردید اولین قدم در جهت مهم بودن و تلاش برای بهتر شدن وضعیت موجود رو برداشتید که بسیار ارزشمنده
فلسفه وجود روانشناس و مشاور دقیقا در همین جهته که بتونه به افراد در فضای امن و به دور از قضاوت برای رسیدن به حال خوب و بهبود وضعیت روانی اونها کمک مطلوبی کنه پس این فرضیه که هیچ کس جز خود آدم نمیتونه به خودش کمک کنه رد شدست
علایمی که گفتید نشون دهنده علایم افسردگی در شماست که برای آگاهی از جزییات بیشتر ،شناسایی ، ریشه یابی و درمان پیشنهاد میکنم حتماً جلساتی رو بصورت حضوری با روان درمانگر در ارتباط باشید
موید باشید 🌱


profile-photo
باسلام
کاربر گرامی با توجه به توضیحاتی که دادید احتمالا از افسردگی رنج میبرید
البته برچسب زدن به افراد فایده چندانی ندارد مهم این است که راهکار درمانی مناسب ارایه شود و از طرف دیگر خود فرد نهایت همکاری را داشته‌ باشد
توجه کنید مراجعه حضوری برای شما ضرورت دارد ، شما باید در مورد مشکلات و ناراحتی های خود صحبت کنید و درددل کنید، صحبت کردن بسیار راه‌گشا خواهد بود خصوصا که درمانگر به شما می اموزد رابطه منطقی با گذشته برقرار کنید و دایما درگیر آن نباشیدو بتوانید آن را پشت سر بگذارید و برای اینده برنامه ریزی داشته باشید
لذا مراجعه حضوری برای شما ضرورت جدی دارد
موفق باشید