سوال 12449

سلام من خانم 38 ساله هستم دوبار ازدواج کردم دفعه اول که 24ساله بودم وبا مردی سابقه ازدواج داشت ازدواج کردم چون هر خواستگاری که معرفی میشد من رو نمیپسندید نمیدونم چرا .با این اقا ازدواجکررم خرجی نمیداد واسترس افسردگی شدید گرفتم وبعد طلاق گرفتم چون اجازه کار به من در بیرون نمیداد وبیمار میشدم مادرم مرا به دکتر میبرد .دفعه دوم بعد از 3طلاق با اقایی که معرفی کردند وایشون سابقه ازدواج داشت ازدواج کردم ایشون هم اهل زندگی نبود نفقه نمیداد 34سالگی عقد کردم و36سالگی جدا شدم دوباره قرص اعصاب مصرف میکنم وبازم هیچ خواستکاری ندارم مادرم تنهاست ومیترسه من تنها بمونم خیلی نگرانم هست امید به زندگی ندارم از نظر قیافه مشکلی ندارم از نظر اندام هم همینطور ولی نمیدونم چرا هیچ ادم درست وحسابی منو نمیخواد انگیزه ندارم دکتر اعصاب میرم کلاس کامپیوتر میرم ولی فایده ندارد استرس تمام وجودم گرفته همه همسن های من الان بچه دارن .گریه ام میگیره ...ممنون میشم جوابمو بدین

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo
با سلام
دکتر اعصاب می روید، انگیزه ندارید و ...چون هدف و انگیزه  زندگی شما بر پایه خواستگاری است که بیاید 
و شما را از تنهایی نجات دهد و با اینکه دو بار تجربه ازدواج ناموفق داشته اید باز هم فکر می کنید یک  
همسر می تواند شما را خوشبخت کند. تا این باور را دارید هیچ کلاس و قرصی به شما کمک نمی کند در  
نتیجه افسرده و نالان می شوید و هیچ فرد مناسبی را جذب خودتان نمی کنید.
اگر مادر شما با وجود فرزند تنها است چرا تنهایی شما یک ایراد محسوب می شود. با تنهایی می توان 
احساس خوشبختی کرد فقط کافی است تعریف خود را از خوشبختی تغییر دهید. برای خودتان زندگی کنید. 
قدر اندام و قیافه خودتان  را نه برای اینکه فرد دیگری تعریف کند بلکه بخاطر خودتان بدانید. وقتی با  
اعتماد به نفس باشید شخصیت دوست داشتنی تری پیدا می کنید و اگر قسمت بود ازدواج می کنید. 
به خودگویی های خود دقت کنید. تا این افکار با شما است هیچ قرصی فایده ندارد . این افکار و خودگویی 
های ما هستند که احساس ما را تحت تاثیر قرار می دهند. افکارتان را تغییر دهید تا احساستان تغییر کند. 
با افکار منفی چیزی جز استرس نصیبتان نمی  شود. موفق باشید