سوال 12500
سلام من ۳۶ سال و متولد تهران و مجردم شاغل و لیسانس و مستقلم با خانواده زندگی میکنم اعتمادبه نفس و ارزش و احترام بالایی دارم منطقیومثبتاندیشم مشکلم اینه باکسی خیلی احساسی میخوام حرف بزنم گریه ام میگیره که اذیتم میکنه مراسم عقد واحساسی پدر و دختر میبینم گریم میگیره از کسی مثل پدر و مادرم میخوام قدردانی و تشکر کنم و برعکس مواقع که عصبی شدید میشم و میخوام حقم و بگیرم و کسی داره حق میخوره و زور و تهمت میزنه باز گریم میگیره که اذیتم میکنه
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام. دوست خوبم شخصیتی که هم احساسات قوی داره و هم به صورت منطقی تصمیم گیری می کنه دارای تراز خوبی در رفتارهاش هست و به نوعی اعتدال رو داره خوب در زندگیش پیاده می کنه.
لذا شما باید احساسات خودتون رو بپذیرید زمانی که این احساسات پذیرفته بشن دیگر موجب تنش در شما نمیشن و شما خیلی آرام تر با موقعیت ها روبرو میشین. اما وقتی شما پذیرش ندارین دیگران هم این رفتارها رو ضعف در شما قلمداد می کنند.
از طرفی گاه پذیرش دیگران هم به ما کمک زیادی می کنه . فرض کنید اگر ما مدام رفتاری در دیگران رو اجحاف حق خودمون تلقی کنیم احساس منفی تری داریم تا این که او را با این رفتار منفی بپذیریم و انتظارمون رو از او در این حد تنظیم کنیم آنوقت دیگر این قدر از او توقع تغییر رفتار نداریم و در ما تنش ایجاد نمیشه.
لذا شما باید احساسات خودتون رو بپذیرید زمانی که این احساسات پذیرفته بشن دیگر موجب تنش در شما نمیشن و شما خیلی آرام تر با موقعیت ها روبرو میشین. اما وقتی شما پذیرش ندارین دیگران هم این رفتارها رو ضعف در شما قلمداد می کنند.
از طرفی گاه پذیرش دیگران هم به ما کمک زیادی می کنه . فرض کنید اگر ما مدام رفتاری در دیگران رو اجحاف حق خودمون تلقی کنیم احساس منفی تری داریم تا این که او را با این رفتار منفی بپذیریم و انتظارمون رو از او در این حد تنظیم کنیم آنوقت دیگر این قدر از او توقع تغییر رفتار نداریم و در ما تنش ایجاد نمیشه.
