سوال 13046
چگونه میتوانم اطمینان حاصل کنم که رسانهها اعتماد به نفس دخترم را از بین نمیبرند؟
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخرک بگوییم: این روزها تربیت دختری با اعتماد به نفس و عزت نفس که با بدن خود راحت باشد، کار سادهای نیست. از زمان نوزادی، دختران توسط رسانهها و پیامهای فرهنگی طوری بمباران می شوند که آن تصویر سالم و مقاومی که شما میخواهید از خود نشان دهند، شدیدا تضعیف میشود. اما والدین تأثیر زیادی بر احساس دختر نسبت به خود دارند و با داشتن برنامهای مناسب، میتوانند دختر خود را از افراد و فعالیتهایی که عزت نفس را تضعیف میکنند، دور کنند و به سمت آنهایی که بدنهای واقعبینانه و دوست داشتن خود را تبلیغ میکنند، هدایت کنند. چالشهای عمدهای که دختران در سنهای مختلف با آنها رو به رو میشوند در اینجا آمده است:
رسانه
افراد مشهور با عکسهای فتوشاپ شده و مدلهای بسیار لاغر، برای دختران، مدتها قبل از این که متوجه شوند که آنچه در تلویزیون میبینند واقعی نیست، استانداردهای غیرممکنی از زیبایی تعیین میکنند. گوین پولونه تهیه کننده پیشکسوت سینما و تلویزیون (تهیه کننده برنامه Jane by Design) میگوید:«کارهای زیادی روی تصاویر زنان انجام میشود تا تصاویرشان کشیده شود و قد بلندتر لاغرتر به نظر برسند. و داستان فقط به همین کشیدن تصویر ختم نمیشود. جلوههای بصری برای از بین بردن خطوط و لکهها نیز اعمال میشود. همچنین فکر میکنم نیمی از زنان یا بیشتر در تلویزیون از کلاه گیس یا اکستنشن مو استفاده میکنند.»
امکان ندارد دختران از تماشای تلویزیون دست بکشند. به همین دلیل بسیار مهم است که والدین به آنها بیاموزند که پیامهای منتقل شده را رمزگشایی کنند و زیر سوال ببرند. مری رونی، روانشناس بالینی موسسه Child Mind توضیح میدهد:«تبلیغات و رسانهها این پیام را زنده نگه میدارند. اگر اینگونه به نظر برسید، ارزش خواهید داشت. اگر این چیزها را داشته باشید، ارزش خواهید داشت. و من فکر میکنم نوجوانان و به ویژه دختران در برابر این پیام آسیب پذیر هستند زیرا آنها هنوز خودشان را درست نشناختهاند.»
رونی می افزاید:«دختران نه تنها از آنچه میبینند بلکه از آنچه انجام میدهند نیز تأثیر میپذیرند. هرچه زمان بیشتری را صرف خرید یا زیبا کردن خود است، زمان کمتری صرف فعالیتهایی میشود که در واقع باعث میشوند ارزشهای اصلی مثبت و احساسات مثبت نسبت به خود در آنها رشد کنند.» تمام متخصصینی که برای نوشتن این مقاله با آنها مشورت شده است بر اهمیت درگیر كردن دختران در یك فعالیت (اعم از ورزشهای تیمی، تئاتر یا موسیقی) كه در آن بتوانند خود را ابراز کنند و از طریق فراگیری مهارت اعتماد به نفس به دست بیاورند، تأكید كردهاند و معتقدند این اتفاق باید هرچه زودتر بیفتد.
زیبا در لباس صورتی
اکثر دختران از زمانی که به اندازهای بزرگ میشوند که بتوانند جلوی تلویزیون بنشینند، اغلب از اوایل 2 یا 3 سالگی، شروع به دیدن فیلمهای کلاسیک دیزنی میکنند، که بیشتر آنها شامل یک شاهزاده خانم یا دختری است که پریشان است یا به خواب رفته است و منتظر زمانی است که توسط شاهزاده خوش تیپ نجات پیدا کند. ازدواج با این شاهزاده همان چیزی است که «خوشبختی ابدی» نامیده میشود.
کوین مولین 11 ساله، متوجه شد که در پیامهایی که زمانی که چهار ساله بود از این برنامهها دریافت میکرد چیز اشتباهی وجود دارد. پدرش، مارک، میگوید:«او عاشق شاهزاده خانمهای دیزنی بود. فیلمهای دیزنی را بارها و بارها تماشا میکرد.» و سپس یک روز مادرش او را به فروشگاه دیزنی نزدیک خانهشان در پاسادنای کالیفرنیا برد تا لباس هالووین انتخاب کند و آن موقع همه چیز تغییر کرد:«کوین به مادرش گفت که میخواهد شاهزاده فیلیپ شود زیرا او با اژدها مبارزه میکند. تمام کاری که زیبای خفته میکند خوابیدن است.»
پرنسس های دیزنی تنها الگوهای منفعلی نیستند که در فرهنگ دختران تشویق میشوند. آنیا بوگ، نویسنده کتاب 9 Ways We Are Screwing Up Our Girls and How We Can Stop میگوید:«اگر وارد هرکدام از فروشگاههای Toys R Usشوید، به وضوح خواهید دید که ما به عنوان یک جامعه چگونه دختران و پسران را تقسیم می کنیم و در مورد اینکه هر جنسیتی آرزو دارد که در جهان چه کاری انجام دهد، فکر میکنیم. اسباببازیهای قسمت پسرانه همه درگیر قهرمان بودن یا جنگجو بودن و نجات دیگران هستند. اسباببازیهای قسمت دخترانه در درجه اول صورتی هستند و تمرکز آنها بر زیبایی، شاهزاده خانم بودن یا کار کردن در آشپزخانه است.»
روانشناس هاروارد و مشاور مدارس کاترین اشتاینر-آدیر می گوید:«مهمانیهای تولد پسران کوچک اغلب شامل نوعی ورزش یا فعالیت میشوند. اما امروزه مهمانیهای پدیکور برای دخترانی که در مقطع ابتدایی درس میخوانند بسیار محبوب شده است. این کار اساساً میگوید راه جشن گرفتن وجود خودتان این است که روی ظاهر خود کار کنید و زیبا شوید.» بدون شک فرهنگ ما یک استاندارد مشخص برای دختران تعیین کرده است. والدین باید این استاندارد را همانطور که هست ببیند و به دخترانشان کمک کنند یاد بگیرند چگونه این استاندارد را بشکنند.
فشار برای مودب بودن
میبل هانسون، دانش آموز کلاس هفتم در اوشکوش ویسکانسین زندگی میکند و در یک برنامه یادگیری جهشی شرکت میکند، که از کلاس پنجم به کلاس هشتم میرود. میبل باهوش است. اما او به ظاهر خود نیز اهمیت میدهد. او می گوید:«من سخت تلاش میکنم تا موهایم خوب جلوه کند. هر روز فرشان میکنم.» وقتی از او سوال شد که میخواهد برای چه کسی زیبا به نظر برسد، سریع جواب داد:«پسرها. ما قطعاً سعی میکنیم که برای پسرها زیبا به نظر برسیم. مادر من میگوید: نباید جوری به مدرسه بروید که انگار تازه از خواب بیدار شدهاید. همیشه باید زیبا به نظر برسید. شما هرگز نمیدانید که ممکن است با چه کسی برخورد کنید.»
اشتاینر-آدیر میگوید:«اگر به پسری بگویید، به من چهار چیز را بگو که در آنها واقعاً عالی هستی و مربوط به ظاهرت نیستند، آنها میگویند من در حل کردن مسائل علوم خیلی خوب هستم. من در جناح راست تیم هاکی بسیار خوب بازی میکنم. من در این زمینه خوب هستم. من در آن زمینه خوب هستم. اگر از دختران این سوال را بپرسید، سرخ میشوند. نمیخواهند جواب دهند. چون دختران با این پیشفرض بزرگ میشوند که اگر بگویید که در کاری خوب هستید، ممکن است احساسات بهترین دوست خود را خدشه دار کنید چون او ممکن است در آن کار خوب نباشد. اگر دختران این حرفها را بزنند لافزن و ازخودمتشکر خوانده میشوند.»
از روبی برومبرگ 9 ساله، دختری زودرنج، با اعتماد به نفس و خوش زبان که به PS 41 گرینویچ ویلج در شهر نیویورک میرود، خواسته شد چهار مورد را که در مورد خودش دوست دارد، نام ببرد، سرخ شد و برای مدتی طولانی و ناراحت کننده ساکت شد. او گفت:«نمی دانم.» سرانجام گفت «چشمانم و شخصیتم»، اما از آنجا که به نظر ناراحت آمد و این تمرین برایش استرسزا بود، ما این سوال را رها کردیم. روبی تنها نبود. اکثر دختران مصاحبه شده برای این مقاله واکنشهای مشابهی داشتند.
فشار برای مودب بودن و پیامهای فرهنگی در راستای اینکه دختران نباید شلوغکاری کنند یا درگیری ایجاد کنند.
بلوغ
بلوغ به خودی خود احتمالاً بزرگترین چالش برای عزت نفس دختران و تصویری که از خود دارند است. دکتر داگلاس بونل می گوید:«دختران زمانی که از نظر جسمی بالغ میشوند، چربی بیشتری در بدنشان ایجاد میشود، که نوعی محرک قاعدگی است. بنابراین، مواردی که با رشد و نمو دختران همراه است از نظر جامعه منفی ارزیابی می شوند.» بونل، روانشناس بالینی و مدیر خدمات سرپایی بنیاد مرکز رنفرو، که به طور تخصصی روی درمان اختلالات خوردن کار میکند، تأکید میکند که تقریباً طبیعی است که دختران نوجوان در دورهای از زندگی از بدن خود نفرت داشته باشند.
بونل می گوید، در حالی که درصد زیادی از دختران به نوعی غذا خوردن بینظم مبتلا میشوند (از رژیم گرفته تا هر از گاهی غذا نخوردن)، دخترانی که مبتلا به اختلالات خوردن میشوند، استعداد ابتلا به این اختلالات را دارند. وی می گوید:«هیچ کس به خاطر پیامهای رسانه دچار اختلال خوردن نمیشود. عواملی مانند پویایی خانواده، ژنتیک و مشکلات تشخیص داده نشده مانند اضطراب، افسردگی یا اختلال کم توجهی-بیش فعالی همه میتوانند در این امر نقش داشته باشند. وی می گوید:«اما ما می دانیم كه جنسیسازی زودرس دختران یك عامل خطر در ایجاد اختلالات خوردن است. و این بدون شک درست است که فرهنگی وجود دارد که بدنهای لاغر را ایدهآل نشان میدهد و این فرهنگ درونی هم میشود. این یک فاکتور قدرتمند است ولی فرهنگ از جایی جز ذهن ما نمیآید. اگر شما در یک فرهنگ رشد کنید، در نهایت با همان فرهنگ خودتان را ارزیابی میکنید.»
بدن لاغر ایده آل عامل خطری برای ایجاد اختلالات خوردن است، و حتی برای دختران دیگری که سعی در بهبودی از بیاشتهایی عصبی دارند خطر بیشتری دارد. بونل میگوید:«اگر هدف شما افزایش وزن است و در محیطی زندگی میکنید که کاملاً برعکس این امر را ترویج میدهد، شنا کردن در جهت مخالف این امر به تلاش زیادی نیاز دارد.»
فشار همسالان
برای بسیاری از دختران، این افراد مشهور و مدلها نیستند که باعث میشوند نسبت به خودشان احساس بدی داشته باشند، بلکه بیشتر این حس را از همسالان خودشان میگیرند. کاترین درایر 16 ساله از منلو پارک کالیفرنیا میگوید:«من تحت تأثیر مجلات و چیزهای دیگر نیستم، زیرا میدانم همه چیز فتوشاپ شده و به نوعی جعلی است. اما وقتی این استانداردها را در نوجوانهای دیگر در مقابل خودم میبینم، میگویم کاش بتوانم شبیه آنها بشوم یا مثل آنها رفتار کنم.»
این موضوعی است که در سنین پایین مطرح میشود و معمولا در موردش صحبت میشود. روبی برومبرگ میگوید اگر او میتوانست چیزی را در مورد خودش تغییر دهد شکم او خواهد بود. چرا؟ او می گوید:«بیش از حد…منظورم این است که چاق نیست اما مثل شکم دوستم ایزی هم نیست. دوست من ایزی متابولیسم بسیار بالایی دارد و اکثر دوستانم هم همینطورند و بعضی اوقات خودم را با آنها مقایسه میکنم، که می دانم کار درستی نیست.» اگرچه روبی میگوید به غیر از شکمش از همه چیزش راضی است.
آندریا بومن چنین احساسی ندارد، مانند بسیاری از دختران دیگر در دبیرستان او در ایوانستون ایلینوی. او میگوید:«اتفاقی که فکر میکنم بسیاری از دختران هر روز صبح که به آینه نگاه میکنند برایشان میفتد، عذابآور است. شاید از آنچه دیروز دیدید خوشتان آمد اما امروز از آن متنفرید و به خاطر آنچه میبینید احساس میکنید بیارزشید. وحشتناک است. برای من هم خیلی اتفاق میفتد. من دوستانی دارم که زیبا هستند اما در ذهن خود این ایده را دارند که باید شکل خاصی باشند. این آنها را آزار میدهد. دختران این را در ذهن خود دارند که فقط اگر زیبا و لاغر باشید میتوانید خوشحال باشید. لاغری خیلی مهم است. اگر لاغر نباشید هرگز دوستی نخواهید داشت.»
و چیزی که باید شبیهش باشند را هر روز در مدرسه میبینند. آندریا میگوید:«همه دختران محبوب بسیار زیبا و لاغر هستند. در آن زمان وقتی به آینه نگاه میکنید و تمام چیزی که احساس میکنید تنفر از خودتان است، فکر دیگری به ذهنتان نمیرسد.»
دخترانی مانند آندریا از طرف همسن و سالان خود احساس فشار میکنند تا ظاهر مشخصی داشته باشند، اما رونی فشار همسالان را بخشی از مشکل فرهنگی بزرگتری میداند. او میگوید:«رسانهها و تبلیغات این پیام را تداوم میبخشند که اگر این شکلی باشید و این چیزها را داشته باشید محبوب خواهید شد و به این استاندارد و ایدهآل خواهید رسید.» و این موضوع به پیامی فراگیر تبدیل میشود که افراد آن را در فرهنگ خود میپذیرند. بنابراین پیام اصلی وجود دارد – این که شما باید جذاب باشید و جذابترین لباسها را داشته باشید – اما نوجوانان این موضوع را وقتی میبینند که توسط همسالانشان اجرا شود.»
رونی می گوید دختران نوجوان بیشتر در معرض تحت تاثیر قرار گرفتن هستند (از رسانهها، از تبلیغات، از همسالان خود) زیرا هنوز در تلاشند تا خودشان را بشناسند، ارزشها و اهداف خود را پیدا کنند و بفهمند میخواهند در آینده چه کاری انجام دهند. رونی توضیح میدهد:«رسانهها و تبلیغات و همسالان آماده پاسخگویی سریع و آسان به سوالات هستند. اگر این شکلی باشید، ارزش خواهید داشت. اگر این چیزها را داشته باشید، ارزش خواهید داشت. بنابراین اگر این تنها پیامی است که آنها دریافت میکنند، معنیاش این است که تنها مکانی که آنها در آن به دنبال پاسخ میگردند همین رسانه است.»
جنسیسازی و «بزرگسالان کوچک»
بچهها همیشه خیلی سریع بزرگ میشوند، اما در سالهای اخیر، فرهنگ ما شروع کرده است به جنسی سازی و شی انگاری دختران در سنین کمتر. اشتاینر-آدیر میگوید:«اخیراً، ما شاهد این هستیم که سنی که دختران در آن به عنوان زنان بزرگسال کوچک مورد هدف قرار میگیرند بسیار کاهش یافته است. امروزه میتوانید برای بچههای 5 ساله لباس زیرهای زنانه بخرید. میتوانید برای کودکان 6، 7 و 8 ساله سوتین بخرید.» این مشکل و عواقب آن طی دهه گذشته به قدری گسترده شده است که در سال 2007، انجمن روانشناسی آمریکا گروه ویژهای برای بررسی مسئله جنسیسازی دختران تشکیل داد. بونل میگوید:«اگر به عنوان دختر نابالغی که مورد شی انگاری قرار گرفته است بزرگ شوید، ممکن است این مشکل درونی شود. مشکل فقط این نیست که مردم مستعد پذیرش فرهنگ هستند، مشکل این است که شما هم ممکن است خودتان را همینطور ببینید.» گروه ویژه APA در طی تحقیقاتشان بین جنسیسازی دختران و سه مورد از رایجترین مشکلات سلامت روان دختران و زنان، یعنی اختلالات خوردن، اعتماد به نفس پایین و افسردگی، ارتباطاتی پیدا کردند.
حالا میدانید که در برابر چه چیزی ایستادهاید. ترسناک به نظر میرسد اما کارهای زیادی هست که میتوانید انجام دهید تا دخترتان را در مسیر صحیح قرار دهید یا اگر وارد مسیر اشتباهی شد به او کمک کنید.
نوشته جولیان گری، نویسنده موسسه Child Mind. با مشارکت وبسایت childmind.org
رسانه
افراد مشهور با عکسهای فتوشاپ شده و مدلهای بسیار لاغر، برای دختران، مدتها قبل از این که متوجه شوند که آنچه در تلویزیون میبینند واقعی نیست، استانداردهای غیرممکنی از زیبایی تعیین میکنند. گوین پولونه تهیه کننده پیشکسوت سینما و تلویزیون (تهیه کننده برنامه Jane by Design) میگوید:«کارهای زیادی روی تصاویر زنان انجام میشود تا تصاویرشان کشیده شود و قد بلندتر لاغرتر به نظر برسند. و داستان فقط به همین کشیدن تصویر ختم نمیشود. جلوههای بصری برای از بین بردن خطوط و لکهها نیز اعمال میشود. همچنین فکر میکنم نیمی از زنان یا بیشتر در تلویزیون از کلاه گیس یا اکستنشن مو استفاده میکنند.»
امکان ندارد دختران از تماشای تلویزیون دست بکشند. به همین دلیل بسیار مهم است که والدین به آنها بیاموزند که پیامهای منتقل شده را رمزگشایی کنند و زیر سوال ببرند. مری رونی، روانشناس بالینی موسسه Child Mind توضیح میدهد:«تبلیغات و رسانهها این پیام را زنده نگه میدارند. اگر اینگونه به نظر برسید، ارزش خواهید داشت. اگر این چیزها را داشته باشید، ارزش خواهید داشت. و من فکر میکنم نوجوانان و به ویژه دختران در برابر این پیام آسیب پذیر هستند زیرا آنها هنوز خودشان را درست نشناختهاند.»
رونی می افزاید:«دختران نه تنها از آنچه میبینند بلکه از آنچه انجام میدهند نیز تأثیر میپذیرند. هرچه زمان بیشتری را صرف خرید یا زیبا کردن خود است، زمان کمتری صرف فعالیتهایی میشود که در واقع باعث میشوند ارزشهای اصلی مثبت و احساسات مثبت نسبت به خود در آنها رشد کنند.» تمام متخصصینی که برای نوشتن این مقاله با آنها مشورت شده است بر اهمیت درگیر كردن دختران در یك فعالیت (اعم از ورزشهای تیمی، تئاتر یا موسیقی) كه در آن بتوانند خود را ابراز کنند و از طریق فراگیری مهارت اعتماد به نفس به دست بیاورند، تأكید كردهاند و معتقدند این اتفاق باید هرچه زودتر بیفتد.
زیبا در لباس صورتی
اکثر دختران از زمانی که به اندازهای بزرگ میشوند که بتوانند جلوی تلویزیون بنشینند، اغلب از اوایل 2 یا 3 سالگی، شروع به دیدن فیلمهای کلاسیک دیزنی میکنند، که بیشتر آنها شامل یک شاهزاده خانم یا دختری است که پریشان است یا به خواب رفته است و منتظر زمانی است که توسط شاهزاده خوش تیپ نجات پیدا کند. ازدواج با این شاهزاده همان چیزی است که «خوشبختی ابدی» نامیده میشود.
کوین مولین 11 ساله، متوجه شد که در پیامهایی که زمانی که چهار ساله بود از این برنامهها دریافت میکرد چیز اشتباهی وجود دارد. پدرش، مارک، میگوید:«او عاشق شاهزاده خانمهای دیزنی بود. فیلمهای دیزنی را بارها و بارها تماشا میکرد.» و سپس یک روز مادرش او را به فروشگاه دیزنی نزدیک خانهشان در پاسادنای کالیفرنیا برد تا لباس هالووین انتخاب کند و آن موقع همه چیز تغییر کرد:«کوین به مادرش گفت که میخواهد شاهزاده فیلیپ شود زیرا او با اژدها مبارزه میکند. تمام کاری که زیبای خفته میکند خوابیدن است.»
پرنسس های دیزنی تنها الگوهای منفعلی نیستند که در فرهنگ دختران تشویق میشوند. آنیا بوگ، نویسنده کتاب 9 Ways We Are Screwing Up Our Girls and How We Can Stop میگوید:«اگر وارد هرکدام از فروشگاههای Toys R Usشوید، به وضوح خواهید دید که ما به عنوان یک جامعه چگونه دختران و پسران را تقسیم می کنیم و در مورد اینکه هر جنسیتی آرزو دارد که در جهان چه کاری انجام دهد، فکر میکنیم. اسباببازیهای قسمت پسرانه همه درگیر قهرمان بودن یا جنگجو بودن و نجات دیگران هستند. اسباببازیهای قسمت دخترانه در درجه اول صورتی هستند و تمرکز آنها بر زیبایی، شاهزاده خانم بودن یا کار کردن در آشپزخانه است.»
روانشناس هاروارد و مشاور مدارس کاترین اشتاینر-آدیر می گوید:«مهمانیهای تولد پسران کوچک اغلب شامل نوعی ورزش یا فعالیت میشوند. اما امروزه مهمانیهای پدیکور برای دخترانی که در مقطع ابتدایی درس میخوانند بسیار محبوب شده است. این کار اساساً میگوید راه جشن گرفتن وجود خودتان این است که روی ظاهر خود کار کنید و زیبا شوید.» بدون شک فرهنگ ما یک استاندارد مشخص برای دختران تعیین کرده است. والدین باید این استاندارد را همانطور که هست ببیند و به دخترانشان کمک کنند یاد بگیرند چگونه این استاندارد را بشکنند.
فشار برای مودب بودن
میبل هانسون، دانش آموز کلاس هفتم در اوشکوش ویسکانسین زندگی میکند و در یک برنامه یادگیری جهشی شرکت میکند، که از کلاس پنجم به کلاس هشتم میرود. میبل باهوش است. اما او به ظاهر خود نیز اهمیت میدهد. او می گوید:«من سخت تلاش میکنم تا موهایم خوب جلوه کند. هر روز فرشان میکنم.» وقتی از او سوال شد که میخواهد برای چه کسی زیبا به نظر برسد، سریع جواب داد:«پسرها. ما قطعاً سعی میکنیم که برای پسرها زیبا به نظر برسیم. مادر من میگوید: نباید جوری به مدرسه بروید که انگار تازه از خواب بیدار شدهاید. همیشه باید زیبا به نظر برسید. شما هرگز نمیدانید که ممکن است با چه کسی برخورد کنید.»
اشتاینر-آدیر میگوید:«اگر به پسری بگویید، به من چهار چیز را بگو که در آنها واقعاً عالی هستی و مربوط به ظاهرت نیستند، آنها میگویند من در حل کردن مسائل علوم خیلی خوب هستم. من در جناح راست تیم هاکی بسیار خوب بازی میکنم. من در این زمینه خوب هستم. من در آن زمینه خوب هستم. اگر از دختران این سوال را بپرسید، سرخ میشوند. نمیخواهند جواب دهند. چون دختران با این پیشفرض بزرگ میشوند که اگر بگویید که در کاری خوب هستید، ممکن است احساسات بهترین دوست خود را خدشه دار کنید چون او ممکن است در آن کار خوب نباشد. اگر دختران این حرفها را بزنند لافزن و ازخودمتشکر خوانده میشوند.»
از روبی برومبرگ 9 ساله، دختری زودرنج، با اعتماد به نفس و خوش زبان که به PS 41 گرینویچ ویلج در شهر نیویورک میرود، خواسته شد چهار مورد را که در مورد خودش دوست دارد، نام ببرد، سرخ شد و برای مدتی طولانی و ناراحت کننده ساکت شد. او گفت:«نمی دانم.» سرانجام گفت «چشمانم و شخصیتم»، اما از آنجا که به نظر ناراحت آمد و این تمرین برایش استرسزا بود، ما این سوال را رها کردیم. روبی تنها نبود. اکثر دختران مصاحبه شده برای این مقاله واکنشهای مشابهی داشتند.
فشار برای مودب بودن و پیامهای فرهنگی در راستای اینکه دختران نباید شلوغکاری کنند یا درگیری ایجاد کنند.
بلوغ
بلوغ به خودی خود احتمالاً بزرگترین چالش برای عزت نفس دختران و تصویری که از خود دارند است. دکتر داگلاس بونل می گوید:«دختران زمانی که از نظر جسمی بالغ میشوند، چربی بیشتری در بدنشان ایجاد میشود، که نوعی محرک قاعدگی است. بنابراین، مواردی که با رشد و نمو دختران همراه است از نظر جامعه منفی ارزیابی می شوند.» بونل، روانشناس بالینی و مدیر خدمات سرپایی بنیاد مرکز رنفرو، که به طور تخصصی روی درمان اختلالات خوردن کار میکند، تأکید میکند که تقریباً طبیعی است که دختران نوجوان در دورهای از زندگی از بدن خود نفرت داشته باشند.
بونل می گوید، در حالی که درصد زیادی از دختران به نوعی غذا خوردن بینظم مبتلا میشوند (از رژیم گرفته تا هر از گاهی غذا نخوردن)، دخترانی که مبتلا به اختلالات خوردن میشوند، استعداد ابتلا به این اختلالات را دارند. وی می گوید:«هیچ کس به خاطر پیامهای رسانه دچار اختلال خوردن نمیشود. عواملی مانند پویایی خانواده، ژنتیک و مشکلات تشخیص داده نشده مانند اضطراب، افسردگی یا اختلال کم توجهی-بیش فعالی همه میتوانند در این امر نقش داشته باشند. وی می گوید:«اما ما می دانیم كه جنسیسازی زودرس دختران یك عامل خطر در ایجاد اختلالات خوردن است. و این بدون شک درست است که فرهنگی وجود دارد که بدنهای لاغر را ایدهآل نشان میدهد و این فرهنگ درونی هم میشود. این یک فاکتور قدرتمند است ولی فرهنگ از جایی جز ذهن ما نمیآید. اگر شما در یک فرهنگ رشد کنید، در نهایت با همان فرهنگ خودتان را ارزیابی میکنید.»
بدن لاغر ایده آل عامل خطری برای ایجاد اختلالات خوردن است، و حتی برای دختران دیگری که سعی در بهبودی از بیاشتهایی عصبی دارند خطر بیشتری دارد. بونل میگوید:«اگر هدف شما افزایش وزن است و در محیطی زندگی میکنید که کاملاً برعکس این امر را ترویج میدهد، شنا کردن در جهت مخالف این امر به تلاش زیادی نیاز دارد.»
فشار همسالان
برای بسیاری از دختران، این افراد مشهور و مدلها نیستند که باعث میشوند نسبت به خودشان احساس بدی داشته باشند، بلکه بیشتر این حس را از همسالان خودشان میگیرند. کاترین درایر 16 ساله از منلو پارک کالیفرنیا میگوید:«من تحت تأثیر مجلات و چیزهای دیگر نیستم، زیرا میدانم همه چیز فتوشاپ شده و به نوعی جعلی است. اما وقتی این استانداردها را در نوجوانهای دیگر در مقابل خودم میبینم، میگویم کاش بتوانم شبیه آنها بشوم یا مثل آنها رفتار کنم.»
این موضوعی است که در سنین پایین مطرح میشود و معمولا در موردش صحبت میشود. روبی برومبرگ میگوید اگر او میتوانست چیزی را در مورد خودش تغییر دهد شکم او خواهد بود. چرا؟ او می گوید:«بیش از حد…منظورم این است که چاق نیست اما مثل شکم دوستم ایزی هم نیست. دوست من ایزی متابولیسم بسیار بالایی دارد و اکثر دوستانم هم همینطورند و بعضی اوقات خودم را با آنها مقایسه میکنم، که می دانم کار درستی نیست.» اگرچه روبی میگوید به غیر از شکمش از همه چیزش راضی است.
آندریا بومن چنین احساسی ندارد، مانند بسیاری از دختران دیگر در دبیرستان او در ایوانستون ایلینوی. او میگوید:«اتفاقی که فکر میکنم بسیاری از دختران هر روز صبح که به آینه نگاه میکنند برایشان میفتد، عذابآور است. شاید از آنچه دیروز دیدید خوشتان آمد اما امروز از آن متنفرید و به خاطر آنچه میبینید احساس میکنید بیارزشید. وحشتناک است. برای من هم خیلی اتفاق میفتد. من دوستانی دارم که زیبا هستند اما در ذهن خود این ایده را دارند که باید شکل خاصی باشند. این آنها را آزار میدهد. دختران این را در ذهن خود دارند که فقط اگر زیبا و لاغر باشید میتوانید خوشحال باشید. لاغری خیلی مهم است. اگر لاغر نباشید هرگز دوستی نخواهید داشت.»
و چیزی که باید شبیهش باشند را هر روز در مدرسه میبینند. آندریا میگوید:«همه دختران محبوب بسیار زیبا و لاغر هستند. در آن زمان وقتی به آینه نگاه میکنید و تمام چیزی که احساس میکنید تنفر از خودتان است، فکر دیگری به ذهنتان نمیرسد.»
دخترانی مانند آندریا از طرف همسن و سالان خود احساس فشار میکنند تا ظاهر مشخصی داشته باشند، اما رونی فشار همسالان را بخشی از مشکل فرهنگی بزرگتری میداند. او میگوید:«رسانهها و تبلیغات این پیام را تداوم میبخشند که اگر این شکلی باشید و این چیزها را داشته باشید محبوب خواهید شد و به این استاندارد و ایدهآل خواهید رسید.» و این موضوع به پیامی فراگیر تبدیل میشود که افراد آن را در فرهنگ خود میپذیرند. بنابراین پیام اصلی وجود دارد – این که شما باید جذاب باشید و جذابترین لباسها را داشته باشید – اما نوجوانان این موضوع را وقتی میبینند که توسط همسالانشان اجرا شود.»
رونی می گوید دختران نوجوان بیشتر در معرض تحت تاثیر قرار گرفتن هستند (از رسانهها، از تبلیغات، از همسالان خود) زیرا هنوز در تلاشند تا خودشان را بشناسند، ارزشها و اهداف خود را پیدا کنند و بفهمند میخواهند در آینده چه کاری انجام دهند. رونی توضیح میدهد:«رسانهها و تبلیغات و همسالان آماده پاسخگویی سریع و آسان به سوالات هستند. اگر این شکلی باشید، ارزش خواهید داشت. اگر این چیزها را داشته باشید، ارزش خواهید داشت. بنابراین اگر این تنها پیامی است که آنها دریافت میکنند، معنیاش این است که تنها مکانی که آنها در آن به دنبال پاسخ میگردند همین رسانه است.»
جنسیسازی و «بزرگسالان کوچک»
بچهها همیشه خیلی سریع بزرگ میشوند، اما در سالهای اخیر، فرهنگ ما شروع کرده است به جنسی سازی و شی انگاری دختران در سنین کمتر. اشتاینر-آدیر میگوید:«اخیراً، ما شاهد این هستیم که سنی که دختران در آن به عنوان زنان بزرگسال کوچک مورد هدف قرار میگیرند بسیار کاهش یافته است. امروزه میتوانید برای بچههای 5 ساله لباس زیرهای زنانه بخرید. میتوانید برای کودکان 6، 7 و 8 ساله سوتین بخرید.» این مشکل و عواقب آن طی دهه گذشته به قدری گسترده شده است که در سال 2007، انجمن روانشناسی آمریکا گروه ویژهای برای بررسی مسئله جنسیسازی دختران تشکیل داد. بونل میگوید:«اگر به عنوان دختر نابالغی که مورد شی انگاری قرار گرفته است بزرگ شوید، ممکن است این مشکل درونی شود. مشکل فقط این نیست که مردم مستعد پذیرش فرهنگ هستند، مشکل این است که شما هم ممکن است خودتان را همینطور ببینید.» گروه ویژه APA در طی تحقیقاتشان بین جنسیسازی دختران و سه مورد از رایجترین مشکلات سلامت روان دختران و زنان، یعنی اختلالات خوردن، اعتماد به نفس پایین و افسردگی، ارتباطاتی پیدا کردند.
حالا میدانید که در برابر چه چیزی ایستادهاید. ترسناک به نظر میرسد اما کارهای زیادی هست که میتوانید انجام دهید تا دخترتان را در مسیر صحیح قرار دهید یا اگر وارد مسیر اشتباهی شد به او کمک کنید.
نوشته جولیان گری، نویسنده موسسه Child Mind. با مشارکت وبسایت childmind.org