ناشناس
سوال 131630
با سلام<br />در بدایه آمده كه وجود جزء مقداری نداره چون جسم نیست و ...<br />مگر معنای وجود عینیت داشتن و منشا آثار بودن نیست ؟ پس چطور می گوییم وجود جسم نداره؟<br /><br />( در مطالعه فلسفه مبتدی هستم)<br /> -
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
اجمالا عرض می شود شما وجود را با جسم یكی گرفته اید، و لذا گمان می كنید وقتی چیزی وجود دارد و صاحب اثر است، پس حتما جسم است.
واقع امر این است كه هر موجود ممكنی دو جزء عقلی دارد، یعنی به تحلیل عقلی در او دو حقیقت متمایز می توان تشخیص داد؛ یكی وجود و دیگری ماهیت.
خصوصیات موجودات گاه مستند به این است و گاه مستند به آن. یعنی خصوصیات هر موجودی را كه ببینیم گاهی به سبب صرف وجود آن است و گاهی به سبب محدودیتهای آن.
توضیح مطلب این كه خصوصیات یا حكایت از كمال یك موجود دارند، و یا حاكی از نقائص آنند. همه كمالات موجودات به وجود آن مروبط است و همه نقائص آن به محدودیتهای آن باز می گردد، والا وجود مطلق عین كمال است و هیچ نقصی در آن راه ندارد. و لذا خداوند كه وجود صرف است كمال مطلق است.
مقدار داشتن و تجزی پذیرفتن از صفات نقص موجودات است، و لذا از خصائص وجود نیست، بلكه از خصائص ماهیات ـ آن هم ماهیات ضعیفه ـ است.
جسمانیت تنها ماهیت و محدودیتی در وجود است، نه خود وجود؛ آن هم ماهیتی كه خاص مراتب ضعیف وجود است. عالم مجردات وجودی قوی تر و بسیار قوی تر دارند؛ و به همین خاطر وجود دارند، ولی جسم نیستند.
عینیت هر مرتبه از وجود مظاهری دارد. مظاهر ضعیف آن به صورت جسم ظاهر می شوند، و مراتب قویتر آن این علامت را ندارند، و در عوض علائم و نشانه های دیگر دارند. خداوند هم كه اصلا محدودیت ندارد، و لذا نشانه های او كاملند و نامحدود.
امیدواریم این اندازه كفایت كرده باشد. اگر باز هم ابهامی بود با ما در میان بگذارید.
پیروز باشید.
موسسه ذكر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
اجمالا عرض می شود شما وجود را با جسم یكی گرفته اید، و لذا گمان می كنید وقتی چیزی وجود دارد و صاحب اثر است، پس حتما جسم است.
واقع امر این است كه هر موجود ممكنی دو جزء عقلی دارد، یعنی به تحلیل عقلی در او دو حقیقت متمایز می توان تشخیص داد؛ یكی وجود و دیگری ماهیت.
خصوصیات موجودات گاه مستند به این است و گاه مستند به آن. یعنی خصوصیات هر موجودی را كه ببینیم گاهی به سبب صرف وجود آن است و گاهی به سبب محدودیتهای آن.
توضیح مطلب این كه خصوصیات یا حكایت از كمال یك موجود دارند، و یا حاكی از نقائص آنند. همه كمالات موجودات به وجود آن مروبط است و همه نقائص آن به محدودیتهای آن باز می گردد، والا وجود مطلق عین كمال است و هیچ نقصی در آن راه ندارد. و لذا خداوند كه وجود صرف است كمال مطلق است.
مقدار داشتن و تجزی پذیرفتن از صفات نقص موجودات است، و لذا از خصائص وجود نیست، بلكه از خصائص ماهیات ـ آن هم ماهیات ضعیفه ـ است.
جسمانیت تنها ماهیت و محدودیتی در وجود است، نه خود وجود؛ آن هم ماهیتی كه خاص مراتب ضعیف وجود است. عالم مجردات وجودی قوی تر و بسیار قوی تر دارند؛ و به همین خاطر وجود دارند، ولی جسم نیستند.
عینیت هر مرتبه از وجود مظاهری دارد. مظاهر ضعیف آن به صورت جسم ظاهر می شوند، و مراتب قویتر آن این علامت را ندارند، و در عوض علائم و نشانه های دیگر دارند. خداوند هم كه اصلا محدودیت ندارد، و لذا نشانه های او كاملند و نامحدود.
امیدواریم این اندازه كفایت كرده باشد. اگر باز هم ابهامی بود با ما در میان بگذارید.
پیروز باشید.
موسسه ذكر ـ قم.
باستانی.