سوال 13423
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
7 پاسخکمتر دختری در سن شما می تواند مسئولیت یک خانواده را بعهده بگیرد و انتظارات بسیار معقول و منطقی از زندگی مشترک و همسرش داشته باشد و شاید خیلی از آقایون متوجه نشوند این ویژگی و تجربیات چه حسن بزرگی است. ولی متاسفانه اوضاع بد اقتصادی باعث شده است معیارهای انتخاب همسر بیشتر رنگ و بوی مادیات بگیرد. با این چند مورد زود است ناامید شوید و نتیجه گیری بکنید که اعتماد به نفستان را پایین بیاورد. در انتخاب مسائل زیادی دخیل است و واقعا سخت است علت رد شدن را پیدا کنید. وقتی چیزی از کنترل شما خارج است ، چه بهتر که به خدا توکل کنید. روحیه خود را شاد نگه دارید و از زندگی خود لذت ببرید. به ظاهر خود دقت کنید. مردها از طریق چشم بیشتر جذب می شوند. در جلسات آشنایی خود را مشتاق نشان ندهید. درباره ارتباط موثر و زبان بدن مطالعه کنید. و فقط بخاطر تشکیل خانواده معیارهای خود را پایین نیاورید. موفق باشید
دوم اینکه درجلسات اولیه اشنایی خیلی ازمشکلاتی که تحمل کردی نگو چون اقایون دنبال درد سرنیستن درواقع دوست ندارن وارد خانواده ای بشن که هرروز خانمشون باید برای حمایت ازونا اززندگی خودش کم بذاره
چه بسا اگر اشاره کنی سختی اقتصادی دارین تو ذهنشون میگن ازفردا ممکنه برای کمک به خانوادش از زندگی من ببره اونجا
ونکته سوم اینکه توجلسه اول خواستگاری خودتونو سازگاربه هرموردی نشون نده مثلا میگن خونه ندارم باید بیای پیش مادرمینا بگی باشه بگن درامدم خیلی کمه یه مدت باید کم خرج کنی یاعروسی نمیگیرم ووووو
وقتی شما درجلسه اول همه اینارو قبول میکنی خب مغز اقا ارور میده چرا چون ذاتن دوست دارن یه چیز سخت بدست بیارن قدر شمارو نخواهند دوست شاید تو ذهنشون بگن این حتما یچیزیش هست که همه چیو قبول میکنه
ودنهایت ومهمترین مسئله اینه که این قضیه رو امتحان الهی درنظربگیری و صبر کنی وتوکل کنی واعتماد کنی به خدای رحمان که بهترینشو به وقتش برات میفرسته
خیلیا بودن زود ازدواج کردن ولی تا سی سالگی بایه بچه برگشتن خونه پدر پس هرنشدنی بد نیست
الهی که خوشبخت شی
عزیزم ببین بهونه ها برای رفتن چقدر زیاد شدن برای منم کیس زیاد معرفی میشه اما یکیشونم نمی مونه چون تعداد بهانه برای رفتن بیشتره .
قیافم طوری که میپسندن اما بعد ملاقات حضوری جیم میشن روابط اجتماعی عالی .جایی مناسبیم زندگی میکنم خیلیم بد میرن آدم دیگه انگیزه ای برای آشنا شدن با کیس جدید نداره
متوجه هستم چقدر برای زندگیت جنگیدی و مبارزه کردی و درد داره وقتی نمی فهمنت
آدمها همینقدر بی انصاف هستند همین سایت نگاه کن چر ا آمار ازدواج اعلام نمی کنند و به روز نمی کنند اطلاعات آماریشون رو
چونکه, شک نکن مشکلی وجود داره
چیزی که من از آمد و شد کیس ها ازدواجی دیدم خیلی هم اوضاع به نتیجه رسیدن روبراه نیست مطمعنم خود کارشناس ها و مسئولاشون واقف اندبه شرایط و اوضاع و احوال و جریانات این آشنایی ها
به پسر جماعت نباید دل بست چون یک درگیری عاطفی کمتری براشون پیش میاد و عده ای کثیرشونم متاسفانه محاسبه گر شدن
خلاصه که اوضاع اصلا خوب نیست خواهر گلم شما به خودت نگیر
سلام،
دقیقا من هم همین تفکر و نگرانی رو دارم. منم تویه شهرستان به دنیا اومدم و زندگیم طوری رقم خورد که الان شرایط ونگرانی شما رو دارم. با اینکه درآمد خیلی خوب و تحصیلات عالی و شرایط مساعدی دارم اما از لحاظ تشکیل زندگی مشترک حس میکنم دختری با تفکرات وهنجار های من وجود نداره. چون انسان معتقدی هستم و خیلی رعایت میکنم اما تو دنیای امروز چیزی به اسم هنجار وحیا کمتر بین روابط پسر و دختر وجود داره. انگار همه چی آزاده و مجاز . و آدمی مث من با این اعتقادات بین این جامعه جوونا تعامل سخته براش، پسر پیغمبر نیستم ادعایی ندارم که خییییییلی خوبم نه، منم مثل همه جوونا وسوسه میشم اما همه سعیم رو کردم که پام نلغزه. اما نمیتونم به دختری هر چقدر خوب ولی با حتی کمی سابقه هنجار شکنی اعتماد کنم. زندگی بازی نیست. و مث روابط امروزه دخترو پسرا، که امروز با این یکی بهم بزنی و فردا با اون یکی باشی. عدم بودن کسی که بتونم بهش اعتماد و تکیه کنم و گذر سریع عمر و بالا رفتن سن منو میترسونه. نمیدونم چه کنم. از اعتقاداتم بگذرم یا اینکه تمام عمر بی تکیه گاه و کسی که دردامو بشنوه و بهم امید بده سر کنم که خییییلی سخته.
