ناشناس
سوال 134843
منطق شیعه ؟(عزاداری حسینی یا عزاداری لس انجلسی) <br /><br />هو المحبوب<br /><br />بدون شك عزاداری بر امامان معصوم و اندوه بر مصیبت های آنان و اشك ریختن به خاطر مظلومیت شان یكی از مظاهر فرهنگ شیعی است. این كه دلیل و فلسفه ی این كار چیست و چه اهدافی از انجام آن پی گیری می شود، مباحثی است كه همواره مورد بحث و گفتگوی علما و اندیشمندان بوده است.<br /><br /><br /><br />به نظر ما این موضوع از دو زاویه قابل توجه و دقت است:<br /><br />1ـ از نقطه نظر عاطفی: ما شیعیان امامان خود را از پدرانمان بیشتر دوست داریم و طبیعی است كه خواه ناخواه در شادی و حزن آنان شریك هستیم و همان حالت شادی یا حزن، بر ما نیز عارض می شود كه خودشان فرمودند: شیعیان ما از گل ما آفریده شده اند؛ در شادی ما شاد می شوند و در اندوه ما اندوهناك.<br /><br />2ـ از نقطه نظر سیاسی و اجتماعی: آنچه مسلم است احیای این عزاداری ها و بزرگداشت همه ساله ی آن عزیزان، باعث پایداری و تداوم ذكر و نامشان و ترویج مكتب اعتقادی و اخلاقی و عملی آنان است. در این مناسبت ها و مراسم است كه شیعیان، زندگی پیشوایانشان را بیش از هر وقت دیگری مورد دقت، مطالعه و گفتگو قرار می دهند و از آنها درس های لازم را می گیرند. همین عامل موجب سفارش امام خمینی(ره) بود كه محرم و صفر را زنده نگه دارید؛ چون همین محرم و صفر و همین عزاداری هاست كه اسلام را زنده نگه داشته است.<br /><br /><br />عزاداری پست مدرن<br /><br />اما متأسفانه چندی است كه شكل و محتوای این یادبودها و این عزاداری ها دچار بدعت و انحرافات خطرناكی شده است و رو به سویی می رود كه به یقین با فرهنگ اصیل شیعی نه تنها سازگاری ندارد كه حتی منافات و تعارض هم دارد.<br /><br />آری، مدتی است كه این انحراف در كشور شیعه و ام القرای جهان اسلام به شدت رواج یافته است. استفاده از تصاویر خیالی و غیرمستند، اشعار و مداحی هایی كه جز اهانت به ساحت مقدس معصومان (ع) چیز دیگری در بر ندارد، شیوه های مدرن و پست مدرن عزاداری و تعزیه گردانی، افراط و تفریط در مقدار و طول زمان عزاداری ها، استفاده ی نابجا از احساسات و عواطف جوانان و مردم به بهانه گریه كردن و گریاندن و نمایش بعضی از این منظره های موهن در سیمای جمهوری اسلامی و … همه و همه جز وهن اسلام و تشیع را در پی ندارند.<br /><br /><br />عزداری اصیل و سنتی<br /><br />شیعه آنقدر منطق و استدلال دارد كه نیازی به این خرافه پرستی ها و بدعت گزاری ها نداشته باشد. اتفاقاً تبلیغ بر احیای مراسم عزاداری برای ترویج و تبین همین منطق و استدلال است؛ در حالی كه امروزه همه چیز كاملاً برعكس شده و با شیوع این نوع مراسم، آن منطق و استدلال در حال فراموش شدن است.<br />سنت عزاداری اصیل شیعی همواره بر این اصل استقرار داشته است كه در مجالس یادبود و روضه خوانی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام غالب وقت شركت كنندگان به بیان احكام دینی و معارف اسلامی، آموزش اعتقادات صحیح و همچنین تشریح سیره و روش زندگانی آن بزرگواران می گذشت و در پایان با ذكر مصائب آنان و با یادآوری مظلومیتشان اشكی ریخته می شد و همگان أعم از واعظ و مداح و مستمع، با روحی پاك از كلاس درس خارج می شدند. این بود كه معمولاً حتی مردم عوام سرشار از اطلاعات دینی و اعتقادات محكم مذهبی بودند.<br /><br />در واقع مجالس عزاداری، هم بهانه ای برای آموزش دین و تبیین زندگی و سیره ی ائمه اطهار و الگو سازی مناسب برای مردم بود،؛ و هم شیوه، روش عزاداری و حتی نوع اشعار و محتوای آن، آموزه های صحیح علمی و عملی عزاداران را در پی داشت.<br /><br />باید باور كنیم كه اگر از ثواب عزاداری گفته ایم و شنیده ایم، به یقین مربوط به عزاداری هایی است كه در آن نه تنها نظام تشیع و حرمت امامان و نیز دین مبین اسلام مورد هتك قرار نگیرد كه حتی مستحكم تر نیز بشود.<br /><br />سابق بر این از مداحی و روضه خوانی، به عنوان حسن ختام یا به عنوان نمك مجلس یاد می شد. یعنی عمده ی وقت مجالس عزاداری را خطابه ها، وعظ ها، بیان احادیث و احكام پر می كرد و در پایان مجلس، روضه ای خوانده می شد و اشكی ریخته می گشت. <br /><br /><br />این ره كه تو می روی ...<br /><br />امّا امروز این نمك آنقدر بر سایر اجزای مجالس عزاداری غلبه كرده است و آش شوری را بار نهاده است كه هر كه از این آش استفاده كند بی درنگ راهی بیمارستان می شود.<br /><br />امروز، ما راه را عوضی می رویم ودر واقع، مسیری كه انتخاب كرده ایم به تركستان ختم می شود. امروز متأسفانه در بسیاری از مجالس عزاداری ما نه تنها وعظ و ارشاد و بیان احكام و حقایق دینی جایی ندارد كه شیوه ی عزاداری ها هم اسباب دین گریزی خودمان و تمسخر بیگانگان را فراهم می آورد .<br /><br />از همه بدتر اینكه سیمای جمهوری اسلامی نیز بسیار
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام و عرض تحیت فراوان.
دوست خوب و خوش فكر و اندیشمند ما!
ما با قسمت اصلی و عمده كلام شما موافقیم، و از جای جای آن استفاده كردیم. ما هم با تأسف شما متأسف، و با دغدغه های شما همراهیم. بخش اخیری هم كه آورده اید ـ ازمصاحبه آن آمریكایی ـ برای ما جالب و جذاب بود. از شما تشكر می كنیم.
ولی توجه شما را به دو نكته جلب می كنیم؛ كه احساس می كنیم شما هم با آن موافق باشید.
مطلب اول این است كه تنوع در یك حركت اجتماعی مردمی اجتناب ناپذیر است. نمی توان به یك خیل انبوه از مردم كه حركت خودجوشی را آغاز كرده اند، روش خاصی را دیكته كرد و مثل یك پادگان نظامی به آنها گفت چه بكنند و چه نكنند. و البته این همان طور كه احیانا معایبی دارد، محاسنی هم دارد.
حركتهای خودجوش مردمی، تنوع دارد، و همه قشرهای مردم با هر سلیقه و فرهنگی را سیراب می كند. كما این كه وقتی روشی از خود مردم برخاسته باشد، حكایت از همه سلیقه و تلاش مردم می كند، و لذا از كیفیت بالایی برخوردار خواهد بود. مثل آن مثل هنرمندی نقاشی است كه برای دلش نقاشی می كند، كار او معمولا بهتر از نقاشی است كه سفارشی نقاشی می كشد. ما نباید این خصوصیت را از غزاداریهای اسلامی بگیریم و به مردم بگوییم فرمان از این و آن ببرند، كه مثلا از خواص جامعه و یا حتی علما و دانشمندان هستند.
مورد مشابه این حركت مساجد هستند. مساجد جامعه شیعه، در همیشه تاریخ به طور خودجوش ساخته شده، و فعالیت كرده اند، و حتی مخارج خود را، خود مردم به طور خودخواسته و با طیب خاطر تأمین كرده اند. گاه كمبود هم داشته اند، ولی به هر حال كاملا مردمی اداره شده اند. خود امام جماعت دعوت كرده، و خود امر تبلیغات و اداره آن را مدیریت نموده اند.
حال سؤال اینجا است كه آیا به سبب كمبودهایی كه در تأمین مالی و حتی به سبب درهم ریختگی های گاه و بیگاه برنامه های آن، خوب است ما این خصوصیت مردمی و خودجوش بودن آن را نادیده بگیریم و مثلا حكومتهای اسلامی و یا حتی مرجعیت شیعه را متكفل مستقیم تأمین مالی و مدیریت آن قرار دهیم؟
همانطور كه به اشاره گفتیم، حركت های مردمی گاهی، و بلكه خیلی اوقات، از افراط و تفریط خالی نیست. در این میان نقش علما و حتی متولیان امور فرهنگی، این است كه با ارشاد و تعلیم و بسط آگاهی ها مردم را به این سمت هدایت كنند كه خود افراط و تفریط ها را كنار بگذارند.
علما و اندیشمندان باید با هدایت فكری و فرهنگی مردم كاری كنند كه تنوع موجود در حركتهای خودجوش تبدیل به تنوع در افراط و تفریط نشود، بلكه روشهای معقول و سالم ترویج شود.
این كه گفتیم با فرمایشات شما ناسازگار نیست، و تنها تذكاری برای تتمیم آن بود.
مطلب دیگر آن كه برای اصلاح چنین حركتهای افراطی بهترین راه این است كه الگوهای مناسبی به مردم معرفی شود. تنها نمی توان انكار كرد، بلكه گاهی هم باید با ایجاد حركتهای مردمی، كه از افراط و تفریط های مزبور خالی است، به دیگران نشان داد كه این روش صحیح تر و مؤثرتر است.
جوانان مسلمانی كه دغدغه سلامت عزاداریهای اسلامی را دارند، باید هود هیئات مذهبی تشكیل دهند و با هماهنگی با روحانیون آگاه و دانشمند، حركتی جذاب و سالم به راه اندازند، به تدریج هم كار خود را از نظر كمی و كیفی گسترش دهند. این كار مجال را بر حركتهای افراطی تنگ می كند.
مردم نیز معمولا وقتی كار خوب و عمیقی را ببینند استقبال از كارهای بی مایه و ظاهری نمی كنند.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
مؤسسه ذكر ـ قم.
باستانی.
دوست خوب و خوش فكر و اندیشمند ما!
ما با قسمت اصلی و عمده كلام شما موافقیم، و از جای جای آن استفاده كردیم. ما هم با تأسف شما متأسف، و با دغدغه های شما همراهیم. بخش اخیری هم كه آورده اید ـ ازمصاحبه آن آمریكایی ـ برای ما جالب و جذاب بود. از شما تشكر می كنیم.
ولی توجه شما را به دو نكته جلب می كنیم؛ كه احساس می كنیم شما هم با آن موافق باشید.
مطلب اول این است كه تنوع در یك حركت اجتماعی مردمی اجتناب ناپذیر است. نمی توان به یك خیل انبوه از مردم كه حركت خودجوشی را آغاز كرده اند، روش خاصی را دیكته كرد و مثل یك پادگان نظامی به آنها گفت چه بكنند و چه نكنند. و البته این همان طور كه احیانا معایبی دارد، محاسنی هم دارد.
حركتهای خودجوش مردمی، تنوع دارد، و همه قشرهای مردم با هر سلیقه و فرهنگی را سیراب می كند. كما این كه وقتی روشی از خود مردم برخاسته باشد، حكایت از همه سلیقه و تلاش مردم می كند، و لذا از كیفیت بالایی برخوردار خواهد بود. مثل آن مثل هنرمندی نقاشی است كه برای دلش نقاشی می كند، كار او معمولا بهتر از نقاشی است كه سفارشی نقاشی می كشد. ما نباید این خصوصیت را از غزاداریهای اسلامی بگیریم و به مردم بگوییم فرمان از این و آن ببرند، كه مثلا از خواص جامعه و یا حتی علما و دانشمندان هستند.
مورد مشابه این حركت مساجد هستند. مساجد جامعه شیعه، در همیشه تاریخ به طور خودجوش ساخته شده، و فعالیت كرده اند، و حتی مخارج خود را، خود مردم به طور خودخواسته و با طیب خاطر تأمین كرده اند. گاه كمبود هم داشته اند، ولی به هر حال كاملا مردمی اداره شده اند. خود امام جماعت دعوت كرده، و خود امر تبلیغات و اداره آن را مدیریت نموده اند.
حال سؤال اینجا است كه آیا به سبب كمبودهایی كه در تأمین مالی و حتی به سبب درهم ریختگی های گاه و بیگاه برنامه های آن، خوب است ما این خصوصیت مردمی و خودجوش بودن آن را نادیده بگیریم و مثلا حكومتهای اسلامی و یا حتی مرجعیت شیعه را متكفل مستقیم تأمین مالی و مدیریت آن قرار دهیم؟
همانطور كه به اشاره گفتیم، حركت های مردمی گاهی، و بلكه خیلی اوقات، از افراط و تفریط خالی نیست. در این میان نقش علما و حتی متولیان امور فرهنگی، این است كه با ارشاد و تعلیم و بسط آگاهی ها مردم را به این سمت هدایت كنند كه خود افراط و تفریط ها را كنار بگذارند.
علما و اندیشمندان باید با هدایت فكری و فرهنگی مردم كاری كنند كه تنوع موجود در حركتهای خودجوش تبدیل به تنوع در افراط و تفریط نشود، بلكه روشهای معقول و سالم ترویج شود.
این كه گفتیم با فرمایشات شما ناسازگار نیست، و تنها تذكاری برای تتمیم آن بود.
مطلب دیگر آن كه برای اصلاح چنین حركتهای افراطی بهترین راه این است كه الگوهای مناسبی به مردم معرفی شود. تنها نمی توان انكار كرد، بلكه گاهی هم باید با ایجاد حركتهای مردمی، كه از افراط و تفریط های مزبور خالی است، به دیگران نشان داد كه این روش صحیح تر و مؤثرتر است.
جوانان مسلمانی كه دغدغه سلامت عزاداریهای اسلامی را دارند، باید هود هیئات مذهبی تشكیل دهند و با هماهنگی با روحانیون آگاه و دانشمند، حركتی جذاب و سالم به راه اندازند، به تدریج هم كار خود را از نظر كمی و كیفی گسترش دهند. این كار مجال را بر حركتهای افراطی تنگ می كند.
مردم نیز معمولا وقتی كار خوب و عمیقی را ببینند استقبال از كارهای بی مایه و ظاهری نمی كنند.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
مؤسسه ذكر ـ قم.
باستانی.