سوال 13852

سلام من بچه روستام،تو‌روستایع ما عموما از سن۱۲سالگی دخترا ازدواج میکنن تا۲۲یا۲۳دیگ بعدش میگن ترشیده،من الان در آستانه ۲۹سالگی ام سه تا خواهر داشتم ک در سن زیر ۱۸ازدواج کردن پدرم فوت کردن الان با مادرم و برادر باخانمش در خانه پدریم زندگی میکنم،برادرم رفتارایع عجیب سختگیرانه ای داره علاقه زیادی ب تحصیل کار دارم ولی میگه دختر مجرد نباید بره دانشگاه نباید بیرون باشع نباید مهمونی بره نباید مراسم عروسی بره.....‌برعکس بقیه اهالی روستا ک همه جوانانش تحصیل کرده اند،حتی اجازه ازدواجمون نمیده میگع فقط طرف باید فامیل باشع خاستگار داشتم ک هیچ مشکلی نداشت فقط بخاطر اینکه نسبت فامیلی نداره رد کرد،بحرف مردم بیشتر ازما توجه می‌کنه میگع ب مردم چی بگم بگم این خاستگار کی چیه ،والا تو روستای ما هیشکی هیچی نمیگه این طرز فکرش واس ۵۰سالع پیشع،با داییم صحبت کردم بش بگه ی بزارع درس بخوونم یا اجازه ازدواجموبده داییمم میگه اون سرپرستع توعه.....تو این دنیا همه مشکلات قفلی کردن رومن.خیلی وقتا ب مرگ فک میکنم میگم هیچ راهی جز خودکشی نیی ولی چون آدم رویا پردازی ام ب رویاهام ک فک میکنم پشیمون میشم از خودکشی میگم خدا بزرگه شاید درست شد.....وبا این خیال زندگی سختموش میگذرونم،ی راهکار بدید من باید چیکار کنم؟؟؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo
با سلام
از نظر قانونی دختری در سن شما نیاز به سرپرست ندارد و برای ازدواج نیاز به اجازه جد پدری است . اگر پدربزرگ پدری یا عمو دارید می توانید از آن ها کمک بگیرید تا اجازه ازدواج بگیرید. اگر آن ها هم فوت کرده اند شما می توانید با مراجعه به دادگاه ، درخواست اجازه ازدواج بگیرید. شاید اگر برادرتان ببیند شما مصمم هستید از ترس حرف مردم خودش با ازدواج موافقت کند. این زندگی شما است و باید تلاش کنید تا به آرزوهای خود برسید. شما به چیزی بیشتر از رویا پردازی نیاز دارید. امیدتان را هیچ وقت از دست ندهید ولی به امید اینکه روزی برادرتان تغییر کند هم نباشید. موفق باشید