ناشناس

سوال 13899

به نام رب العالمین با سلام و عرض ادب من مردی 33 ساله هستم و خیلی به راهنماییتون نیاز دارم 19 سالم بود که با دختری آشنا شدم و باهم دوست شدیم و با اصرار من و کوتاه آمدن خانوادم قبول کردن که ما باهم ازدواج کنیم 19 سالگی عقد کردیم و 23 سالگی هم مستقل شدیم (عروسی کردیم) خب از دوران دوستی هم ما باهم کلنجار میرفتیم و کلا روزهای شیرین کم داشتیم ولی بخاطر وابستگی به همدیگه طاقت آوردیم و سعی کردیم بسازیم من رفتم خدمت سربازی برگشتم کار پیدا کردم و آروم آروم وضعیت مالیمو سر و سامون دادم اخلاق و رفتارمو خیلی تغییر دادم آروم تر شدم مهربون تر و بادرک تر شدم و سعی کردم با همسرم با نهایت عشق و احترام برخورد کنم اما مشکلی که بود همسرم اکثر اوقات تنشی بود و عصبی و سر کوچکترین مسئله گاهی دعوای بدی رخ می داد که من بعد ها سعی کردم با سکوتم تو این مواقع از درگیری های بیشتر جلوگیری کنم که خب تاثیر خوبی هم میذاشت حتی اگه حق با خودم هم بود. چون منطقی و اهل پذیرش مسئولیت نبودن. ایشون لیسانس تربیت بدنی و مربی ورزشی هستن و هم سنیم با اختلاف ۸ ماه که ایشون بزرگترن یه مدت بهانه آوردن که شاگرد خصوصی دارم و شب ها دیر میومدن خونه یه مدت میگفتن سمینار ورزشی دارن و مثلا یک هفته میرفتن شهر دیگه و من بخاطر همون اعتمادی که خوشبینانه بهشون داشتم گیر نمیدادم و سعی میکردم حمایتشون کنم مسائل و مشکلات زیادی داشتیم و خدا شاهده بارها و بارها بهشون میگفتم اگه از من یا زندگیمون راضی نیستی یا پای کس دیگه ای در میونه من خیلی راحت از زندگیت میرم. بدون اینکه کسی متوجه موضوع بشه. خیلی نگران بودم. میدونستم یه مشکلی هست اما ایشون تاکید میکردن که کلا ادم عصبی هستن و جای نگرانی نیست. چند بار هم به خانوادش گفتم که خانومم نسبت به زندگی خیلی بی تفاوته و سرش به زندگی نیست. اونها هم مشارکتی نکردن متاسفانه و گفتن حتما تو یه مشکلی داری. و خب شهریور امسال بود که متوجه فرد دیگه ای تو زندگیم شدم و بعد از دل شکستگی و پیگیری ها و اینا متوجه شدم که این فرد ۹ ساله تو زندگی ماست و من اطلاع نداشتم (از زمان عروسیمون) و خب رابطه خیلی عمیق جنسی و عاطفی داشتن دقیقا وقتی همسرم راجع به شخصیت اون فرد صحبت می کرد یاد رفتار خودش افتادم ویژگی هایی مثل عصبی و تند بودن زیاد، وابستگی غیر معمول به طرف مقابل، غیر قابل انعطاف بودن و... در حال حاظر من منتظر تشکیل دادگاه خانواده برای جدایی هستم و برای زندگی جدیدم برنامه ریزی میکنم و الان مسئله ای که هست ایشون شدیدا اصرار داره که برگرد به زندگی و میگه من جبران میکنم از طرف دیگه وقتی من فهمیدم خیانتشو علنا بهم گفت من هیچوقت بهت علاقه نداشتم و تو این ۹ سال باهات بازی کردم. من تا حالا بارها و بارها بهش فرصت داده بودم خودشو اصلاح کنه ولی اونقدر مغرورانه و سرکش بود که میگفت من همینم که هستم برو هر فکری داری برای خودت بکن و موضوع دیگه ای هم که هست من دیگه واقعا نسبت به اون زندگی و همسرم کاملا دلسرد شدم و واقعا دیگه اگه برگردم هم بیشتر بخاطر دلسوزیه نه علاقه چرا که ایشون از یه خانواده ضعیفه و پدرش چند سال پیش فوت شده مادرش هم سنش بالاست و توان نداره موندم چیکار کنم واقعا کمکم کنید ممنونم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

9 پاسخ
profile-photo
سلام
وقتی فرد خیانتکار نپذیرد و بگه همینه که هست، و مدت خیانت انقدر طولانی باشد امیدی به بهبود نیست معمولا.
درضمن زمانی باید برگشت که چیزی تغییر کرده باشد، چی عوض شده که به فکر برگشت باشید؟
🌱مهسا یوسف‌پور روانشناس و مشاور‌خانواده
profile-photo
درود 🌱
پی بردن به خیانت و بی وفایی زن در زندگی مشترک، بدون شک میتواند یکی از دردناک ترین تجارب یک مرد باشد. بی وفایی اعتماد و عشق را در ازدواج نابود میکند و میتواند خشم و اندوه زیادی برای طرف مقابل ایجاد کند.
یادتان باشد که برای بخشش باید به اندازه کافی قوی باشید و ابتدا این واقعیت تلخ را بپذیرید. پس از آن، باید به خود زمان دهید تا عصبانیت شما برطرف شود. قبل از هر چیز باید دلیل و دیدگاه او نسبت به این مسئله را بفهمید تا بتوانید بهتر با کل ماجرا کنار بیایید.
تصمیم خودتان را برای ادامه ی زندگی یا جدا شدن از همسر تان بگیرید. اگر همسرتان همچنان به ادامه ی رابطه‌ی نامشروعش اصرار دارد، دو انتخاب پیش رو دارید. میتوانید به همسرتان فرصت بدهید و ببینید که آیا این احساس و رابطه از بین میرود یا خیر، یا این که برای طلاق اقدام کنید. در هر حال حق انتخاب با شما است. اجازه ندهید همسرتان به شما دیکته کند که چطور باید به رفتار بد او واکنش نشان دهید. فقط شما هستید که میدانید چه رفتاری در زندگی مشترکتان قابل قبول است و در نهایت شما باید برای ادامه زندگی یا جدایی تصمیم بگیرید.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
profile-photo
با سلام، این خیانت جزو نادرترین خیانتهاست چون معمولا افرادی که خیانت میکنند وقتی پشکلی توی رابطه‌شون پیش میاد. از سر پناه بردن و درد دل کردن با کسی وابسته میشن اما این رابطه خوشی نداشته و از همون ابتدا خیانت بوده برگشت شما فقط آسیب مدی به خودتون‌و رابطه خواهد زد و اگه‌میگید برگردم یا‌نه یعنی خودتون هم‌نیاز به درمان دارید و تو این مدت مشکلاتی بوده که باعث شده بسیار آسیب ببینیمینا یوسف پور_روانشناس
profile-photo
با سلام و احترام
دوست گرامی شما برای ادامه زندگی دلایل اساسی تری لازم دارید و با دلسوزی و ترحم و شک و تردید نمیتوانید این زندگی را ادامه دهید .
باید بتوانید ایشان را ببخشید و این مستلزم نادیده گرفتن ان اتفاقت و احساسات منفی است که در بین شما بوجود امده . حریمهایی که بین شما از میان رفته است .
از طرفی ممکن است یک رابطه ۹ ساله به راحتی فراموش نشود .
پیشنهاد میکنم برای تصمیم گیری به خودتون فرصت بیشتری بدهید . اشتباهات خودتون را هم در نظربگیرید حتمااز مشاورکمک بگیرید،حتی اگر این زندگی ادامه هم نیابد،شما برای زندگی بعدی نیاز به کمک متخصص دا رید . باید اسیبهایی که به شما وارد شده درمان شود.
امیدوارم موفق باشید .
profile-photo
باسلام
با دل سوزی نمی شود فرصت داد و مجدد زندگی کرد. اگر می توانید گذشت کنید، با خواست قلبی می خواهید فرصت دهید، علاقه و دوست داشتن بین شما هست، ایشون پشیمان هست و قصد بازسازی رابطه دارد، می توانید مجدد اعتماد کنید جای تامل دارد. اما اگر این موارد نیست برگشت مجدد ممکن هست فقط تحمل یکدیگر باشد.
profile-photo
سلام مطمئنا در این شرایط اشکار شدن خیانت شما هیجانات منفی زیادی دارید.سعی کنید یک بازنگری در زندگیتان داشته باشید که چه عللی باعث این اتفاق شده است چون ۹ سال فردی در زندگی شما وجود داشته و شما متوجه نبوده اید .ببینید چه نیازهایی در همسرتان براورده نمیشده،چه خواسته هایی داشته اند،چه مشکلاتی در رابطه زوجی وجود داشته،گاهی خیانت به دلیل مشکلات زوجی هست مانند تعارضات زیاد،صمیمیت کم،نبود صمیمیت عاطفی و هیجانی،عدم پاسخگویی همسر به نیازها،گاهی به دلایل مشکلات فردی مثلا نیاز به تایید زیاد،توجه فراوان
گاهی به دلیل دیگر مانند درگیری و فشار مالی،وجود بیماری،مشغله زیاد البته هیچ دلیلی توجیه کننده خیانت نیست و باید گفتگو در مورد مسائلمان داشته باشیم که باید برای بررسی علل به درمانگر مراجعه کنیم و در مورد شماهم سهم و نقش خودتان را نادیده نگیرید و توجه به این مورد که با دلسوزی نمیشه زندگی کرد بلکه اگر میتوانید و دید مثبتی نسبت به بخشش دارید میتونید با کمک مشاوره در جهت فرایند بخشش پیش برویدو این به معنای فراموشی نیست.تلاش کنید اسیبهایی که وجود داشته برطرف بشود.بابررسی همه جوانب تصمیم نهایی را بگیرید.
profile-photo
کاربر گرامی
نشانه های زیادی در رابطه زوجی شما بزرگوار وجود داشته که نادیده گرفته شده و بخشی از ان به خاطر ازدواج در سن پایین است که باعث شده به نشانه های هشدار توجه نکنید.

حال با توجه به شرایط ایجاد متوجه هستم که شما در شرایط سختی هستید و فشار زیادی را تحمل میکنید و خواهشم این هست که حالا که تو این شرایط بحرانی هستید تنهایی پیش نروید و از یک متخصص در زمینه خیانت زناشویی حتما کمک بگیرید تا بتوانید به یک تصمیم بالغانه برسید به خاطر اینکه اولا اگر شما بخواهید از سر دلسوزی با ایشون ادامه دهید هم به خودتان اسیب زدید و هم به ایشان منتها کنار یک متخصص می توانید یک اسیب شناسی درستی از زندگی مشترکتان داشته باشید چون چه شما تصمیم بگیرید که با هم زندگی مشترکتان را ادامه دهید یا حتی جدا شوید, در هر دو مورد نیاز هست که غیر از رسیدگی به موضوعات رابطه مشترکتان, از نظر تاریخچه زندگی فردی تان حتما یک بازنگری یا درون نگری داشته باشید. و مسایل ماندن و یا نماندن کنار ایشان را منطقی بررسی نمایید چون شما در حال حاضر اشفتگی هیجانی را دارید تجربه می کنید و در این حال حتی شاید نیاز به مراجعه به یک روانپزشک را نیز داشته باشید برای عبور از بحران بوجود امده
و در نهایت زمانی که خیانت زناشویی در زندگی ایجاد می شود هر دو طرف مسایلی را نادیده گرفته اند که زندگی به این مسیر رفته و هر کدام در این مسیر سهمی را دارند و به خاطر وجود این سهم هم که شده از یک متخصص کمک بگیرید
profile-photo
با سلام
با ترحم نمی شود به زندگی مشترک ادامه دارد، عمق فاصله و تخریب رابطه هم به اندازه ای است که امیدی به ترمیم آن نمی رود. اگر واقعا تصمیم به جدایی گرفته اید می توانید از نظر مالی مدتی این خانم را حمایت کنید تا بتواند مستقل زندگی کند. هر کس باید مسئولیت رفتارش را بپذیرد. همیشه با یک معذرت خواهی نمی توان آب رفته را برگرداند. موفق باشید
سلام تصمیم خودتون خیلی منطقی ب نظر من شما باید جدابشید خیانت همسرتون ب هیچ وجه قابل جبران نیست و از طرفی همسرتون با اون آقا حرام ابدی میشه یعنی بعداز جدایی از شما نمیتونه با اون اقا هم ازدواج کن