ناشناس

سوال 14054

سلام.من 20سالمه و مدت دوماهه با آقایی که یکماه از من کوچکتره،در محل کار آشنا شدم.من با این آقا صحبت کردم،ایشون از لحاظ عقلی بسیار مرد پخته ای هستند،و من با صحبت ایشون متوجه شدم که خیلی خیلی به معیارهای من نزدیک اند. حتی ایشون بدون اینکه من بهشون بگم،با روشی از من خاستگاری کردن که من آرزوشو داشتم.و با چیزهایی منو سوپرایز کردند که من همیشه عاشقش بودم.علاقه ای آقا به من بسیار شدیده و به شدت تو این مدت کم به بنده وابسته شدن.واینکه ما از لحاظ فکری واقعا به هم نزدیک هستیم.اما مشکل اینه :من قبل شروع این رابطه،یه دختر خیلی پر شور و پر شوق بودم وپراز فانتزی های عاشقانه و جنسی.ولی از وقتی این آقا به من ابراز علاقه کردن،من کم کم سرد شدم...وهرچه این ابراز علاقه ها بیشتر میشه،من حالم بد تر میشه...با خودم میگم،چته؟مگه این مدلی دوست نداشتی؟مگه دوست نداشتی همسر آیندت این شکلی باشه؟خب هست دیگه....پس چته؟چرا اینجوریی؟.....و هیچ جوابی پیدا نمیکنم به خودم بدم...وچیزی که خیلی مهمه اینه که من فقط نسبت به این آقا سرد نیستم.نسبت به همه مردا سرد شدم. طوری که الان حالم هم از ایشون بهم میخوره و هم از بقیه مردا...ومن نمیدونم چرا این اتفاق افتاده...و این موضوع انقدر جدیه که مثلا وقتی من تو تاکسی میشینم،از بوی مردا ویا حتی راننده تاکسی حالم میخوره...وحتی فکر اینکه در آینده بخوام با مردی باشم روانیم میکنه.تا حدی که تا مرز خودکشی رفتم و برگشتم.یا اینکه وقتی فکر میکنم قراره دست یه آقا رو بگیرم یا باهاش رابطه جنسی برقرار کنم واقعا دلم میخوام خودمو خلاص کنم.یعنی الانم که دارم مینویسمش حالمو بد میکنه.البته بگم ما این وسط یه رابطه در حد معاشقه داشتیم،البته به پیشنهاد و تحریک من،چون من فکر میکردم با نزدیک شدن بهش حالم بهتر میشه، ولی بدتر شد....من نمیفهمم چرا با اینکه اون آقا هیچ کار اشتباهی انجام نداده ،اما با ابراز علاقه هرچه بیشترشون این حالت به من دست داده و مدام تشدید میشه....به پیشنهاد یکی از دوستام برای اینکه حالم وحشتناک تر نشه،دوروزه با اون آقا حرف نمیزنم و اون آقا دارع دیوونه میشه چون بیش از حد به من علاقه داره....الان ،من هم نمی دونم چطوری مشکلمو حل کنم،و هم بابت عذاب دادن اون آقا عذاب وجدان دارم...به نظر شما من باید چکار کنم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo
با سلام
مشکل شما باید ریشه یابی شود. ممکن است همه چیز آنطور که نوشته اید و یا فکر می کنید گل و بلبل نباشد،
بالاخره اتفاقی این احساس را فعال کرده است. اگر فقط با این آقا مشکل داشتید ممکن بود بخاطر این باشد که نسبت به انتخاب خود مطمئن نیستید و علاقه شما در حدی که این آقا ابراز می کند نیست ولی شما با جنس مخالف مشکل دارید.
به یک روانشناس مراجعه کنید. شاید روانکاوی یا هیپنوتیزم بتواند کمک کند علت این احساس مشخص شود.
به این آقا هم بگویید که مدتی نیستید تا او را هم اذیت نکنید. ادامه رابطه در این شرایط صلاح نیست چون مجبور هستید فیلم بازی کنید و اینکار تعارض شما را بیشتر می کند. موفق باشید

خانم محترم اولا شما لایق مجازات هستید که اینچنین یک مردی را وابسته کرده و عهد همسری میبندید ولی ...

دوما دلیل اصلی این میتونه این باشه که اولین تجربه شما است و یا تغییرات هورمونی دارید.

دلیل سوم این هست که سنتی اقدام نکرده اید. بابا جان ازدواج و دوست داشتن آداب داره ، رسم داره. والا از من بپرسن میگم این رابطه های مدرن که آخرشون هم به ازدواج نمیرسه نوعی تامین نیاز جنسی و عاطفی است.

ازدواج انقدر شیرین و زیباست اما اکه از راه باشه -

خواستگاری ، آشنایی ، تحقیق و سرانجام عقد . ولی به شرطی که سنجیده باشه و هدف تنها زیبایی یا پول یا آزادی یا جنسی و .. نباشه.

من براتون میتونم این رو تجویز کنم که یک فرصت به خود بدهید و فیلم های بسیار زیبای عاشقانه را جویا شده و ببینید. مطمئنا نظرتون عوض میشه.

راه بهتر هم این هست که حتما با یک روانپزشک و مشاور در ارتباط باشین. خیلی وقت ها احساسات ما ادم ها زود گذر است.