سوال 14229
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
ممکن است بیشتر مشکلاتی که شرح دادید به علت تعریف متفاوتی است که از صداقت و رک گویی در ذهن شما شکل گرفته است و مهارت لازم در برقراری ارتباط با دیگران را ندارید در نتیجه دیگران را می رنجانید، دوست صمیمی ندارید، احساس تنهایی می کنید و بخاطر رفتارتان مادرتان حاضر نیست برای شما خواستگاری برود.
رک گویی در تعریف به صراحت و جسارت در بیان حقیقت گفته می شود نه جسارت در بی احترامی به دیگران. یعنی صراحت بیانی که نفعی برای دیگران داشته باشد و مایه رنجش دیگران نشود.اگر شما به بهانه رک گویی هر آنچه را که به ذهن شان میرسد را می گویید طبیعی است دیگران را از خودتان دور کنید. ادب و احترام در گفتار از هر چیزی مهم تر است و صراحت و صداقت یعنی روشن گویی و روشنی در گفتار که دور از هر گونه طعنه و منظور خاصی باشد که موجب رنجش نشود.
آیا تا بحال از خودتان پرسیده اید چرا دیگران فکر می کنند شما بداخلاق هستید؟ شما فکر می کنید صداقت یک ویژگی مثبت است و شما لایق دوستی هستید ولی صداقت به تنهایی کافی نیست. همچنین شما درون گرا نیستید. چون این تنهایی شما را اذیت می کند. در حالیکه درونگراها خودشان تنهایی را انتخاب می کنند و خود رسیدگی به ظاهر ممکن است شما را فردی مغرور که دیگران را در حد خود نمی داند نشان دهد.
به روانشناس مراجعه کنید. گره این کلاف به تنهایی و با دستان شما باز نمی شود. شما نیاز به خودشناسی دارید تا رفتار و کلام خود را تغییر دهید. باید مهارت های زندگی خصوصا مهارت ارتباط موثر، مهارت همدلی و مهارت حل تعارض را یاد بگیرید تا بتوانید با خانواده صحبت کنید و انتظارات خود را به درستی بیان کنید. خیلی زود است که احساس پیری کنید. با کمی تلاش می توانید بقیه عمر خود را در آرامش زندگی کنید. برای تغییر هیچوقت دیر نیست. موفق باشید
