ناشناس

سوال 14259

با سلام و ادببنده با خانمی از اقوام نزدیکمان ۴ ماهه آشنا شدم به قصد ازدواج که ایشان هم مثل من یکبار تجربه ناموفقی در ازدواج داشتن (البته ایشون بعد از ۴ سال نامزدی جدا شدن) بنده هم بعد از 14 سال ازدواج جدا شدم و قصد داریم که یه زندگی جدید رو باهم شروع کنیم.اوایل رابطمون خیلی خوب بود و حس خیلی خوبی بین ما ایجاد شد. تو خیلی از موارد اخلاقی و فرهنگی و شخصیتی تفاهم داریم. اما موضوعی که هست اینه که ایشون میگن من مراسم عروسی میخوام در حالی که بنده واقعا شرایط عروسی گرفتن چه از نظر مالی و چه از نظر روحی ندارم.و گفتم که هزینه عروسی رو میتونیم ماشین بخریم که خیلی ضروری تره و مراسم رو ساده تر با تعداد مهمان کمتر تو خونه خودمون بگیریم. ایشون در ظاهر قبول کردن و گفتن مشکلی نیست و حتی من قبلا هم از ایشون سوال کرده بودم که اگه شرایطی پیش بیاد که نتونیم هیچ مراسمی بگیریم آیا حاضرید بازم با من ازدواج کنید و ایشون گفتن آره اما الان من کاملا متوجه تغییر رفتارشون شدم.دیر جواب پیام میدن با اینکه آنلاین هستنمثل قبل دیگه شور و اشتیاق زندگی مشترک نشون نمیدنو اون محبت و عشق همیشگی رو ندارنچندبار هم ازشون پرسیدم و خواستم که صادقانه هر مشکلی هست بهم بگن و حتی اگه نمیتونن با این شرایط کنارم باشن بازم بهم بگن اما ایشون گفتن نه من مشکلی ندارم.ایشون 26 سالشونه و من هم 33ممنون میشم راهنمایی کنید

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo
کاربر گرامی
یکی از مواردی که نشان می دهد رابطه دو نفر برای ازدواج قطعی است, و اعلامی هم هست به اطرافیان دور یا نزدیک که انها هم زندگی مشترک انها را به رسمیت بشمارند همین گرفتن جشن ازدواج می باشد حتی شده با توافق یکدیگر بصورت ساده تر برگزار نمایید اما حتما این جشن برگزار شود. دلیل دیگر اینکه خانم در دوران نامزدی جدا شده اند و تجربه داشتن جشن عروسی رانیاز دارند و به خواسته ایشان احترام بگذارید, که خود این موضوع می تواند جزء چالش ها و تعارض های اینده زندگی مشتر کتان به حساب اید .
در نهایت نیز این حال خود را نیز برسی نماید که چه می شود که تمایلی برای اجرای جشن عروسی ندارید در حالیکه مسله به خاطر شرایط اقتصادی نیز نمی باشد.

profile-photo

با سلام

شما حدس می زنید که این تغییرات بخاطر نظر مخالف شما درباره مراسم عروسی است و هر چیزی را بر همین پایه تفسیر می کنید در حالیکه می تواند علت های دیگری هم وجود داشته باشد. این تغییر رفتار ذهن شما را درگیر کرده است. پس بهتر است با استفاده از مهارت ارتباط موثر آنرا بیان کنید بدین صورت که جمله خود را با من شروع کنید و بعد احساس خود را در در برابر یک رفتار بخصوص عنوان کنید و در نهایت انتظار خود را بگویید. اگر از ابتدا علت رفتار را اشتباه متوجه شده باشید طرف مقابل فکر می کند شما هیچ شناختی از او ندارید و در نتیجه حرف زدن فایده ندارد. همین اتفاق زوج ها را به مرور زمان از هم دور می کند. بیشتر رابطه ها در ابتدا همراه با شور و شوق است و افراد فکر می کنند با هم تفاهم دارند ولی اگر نتوانید از ابندا اختلافات را به درستی حل کنید باید در نظر بگیرید شاید آنقدر هم که فکر می کردید با هم تفاهم ندارید . که البته آن هم طبیعی است قرار نیست زوج ها درست مانند هم باشند ولی باید یاد بگیرند تا اختلافات را با کمترین تنش حل کنند. همراه با همسرتان مهارت های زندگی خصوصا مهارت ارتباط موثر، مهارت حل تعارض و مهارت همدلی را یاد بگیرید. مطالب و کتاب های مختلفی در این خصوص وجود دارد که می تواند به شما کمک کند. البته برای تغییر نیاز است تا بعد از یادگیری از آن ها استفاده کنید تا تبدیل به مهارت شود. همانطور که رانندگی را نمی شود تنها با خواندن کتاب یاد گرفت . مهارت های زندگی هم نیاز به تمرین دارد.

حتی اگر دلیل این تغییر را درست حدس زده باشید فکر نمی کنید این خانم حق دارد. شما نظر خود را درباره جشن عروسی عنوان کرده اید و به این خانم می گویید اگر فقط بخاطر این موضوع به تفاهم نرسید پس دیگر ادامه راه فایده ندارد. یک دختر خانم که دوست دارد جشن عروسی داشته باشد با این برخورد خشک و بدون انعطاف مسلما نمی تواند عاشقانه به رابطه ای نگاه کند که در گرو نگرفتن یا گرفتن یک جشن است. بهتر است با استفاده از مهارت همدلی نشان دهید احساس او برایتان مهم است و بعد با مهارت حل تعارض راهکار های دیگری که مورد توافق هر دو شما است انتخاب کنید.شاید اگر بودجه ای را مشص کنید و از او بخواهید با این بودجه عروسی را مدیریت کند خودش به این نتیجه برسد که تعداد مهمان ها را کم کند ولی در عوض کارهایی که دوست دارد را انجام دهد. سعی کنید شنونده خوبی هم باشید. همه چیز صفر یا صد نیست. موفق باشید