ناشناس

سوال 14944

سلام من ۱۷سالمه ۳سال با یه پسره بودم خانواده هانمدونستن باهم قرار مزاشتم ولی دست بهم نمزدم نجیب بودم من شیرازی و پسره یزدی ولی من ساکن یزدم پسره به خانوادش گفت مادرش گفت برید پیش مشاور اون رفت مشاور گفت باسی دختره رو ببینم من اجازه نداشتم تنها برم بیرون امیر ۷بار منو از خانوادم خاستگاری کرد خانوادم ناراضی بودن مادرش زنگ زد مادرم با لحن بد ردشون کرد گوشی از منو پسره گرفتن حالا ازبس گریه کردم دارم نابود مشن

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo

باسلام

دوست گرامی اگر خودتان را به جای والدین تان بگذارید، خواهید فهمید که آنها حق دارند با توجه به سن کمی که دارید نگران تان باشند. نگران از اینکه دیدگاه سطحی نسبت به ازدواج و انتخاب همسر داشته باشید، مهارتهای لازم را نیاموخته باشید، برای فراز و نشیب‌ها و مشکلات آتی، توانایی و مهارت نداشته باشید و....

در حال حاضر بهترین اقدام این است که صبور باشید، اجازه دهید خشم و عصبانیت خانواده تان فروکش کند و سپس مجددا این آقا و خانواده اش برای خواستگاری اقدام کنند ضمن اینکه استفاده خانواده پسر از واسطه هم در جلب نظر خانواده شما می تواند موثر باشد

فراموش نکنید شما بسیار بسیار جوان هستید، تجارب زیادی پیش رو دارید و تا چند سال دیگر خیلی از چیزها خصوصا نوع نگاه شما عوض می‌شود، برای ازدواج این قدر عجله نکنید و اجازه دهید هر اتفاق و انتخابی در زمان خود و به دور از هیجانات شدید بیفتد

ضمنا توصیه می کنم مادرتان را مجاب کنید تا حتما به اتفاق هم نزد مشاور مراجعه داشته باشید تا در این زمینه حتما بتوانید یکدیگر را بهتر درک کنید

موفق باشید 🎯🎯🎯