سوال 15287

سلام.37سالمه وآقا هستم.یازده ساله ازدواج کردیم و از ماه اول همسرم دائماً میگفت طلاق میخام اویل دلایلی میاورد مثلا یکبار تو دوران عقد سره رنگ یخچال و لباسشویی یا همیشه بعد از مهونی های خانوادگی و طرف خانواده من البته اگر پدر و مادر م تنها بودن نه.ولی کافی بود یکی دیگه از اعضا خانوادم اونجا باشن.به هر حال الان که دارم فکر میکنم تو این یازده سال قلو نکنم هر ماه یکبار با قصد طلاق از خونه رفته.و اخریش همین روز مرد بود که به خاطر عکسی که در استوری گذاشته بود و قبلا با هم توافق کرده بودیم که دیگه نذار در محازی بحث کردیم و به من گفت من میرم و جدا میشم.یک فرزند دختر پنج ساله داریم.الان چند وقتیه که تنهام.در ضمن خانومم ماهی یکبار حالش خراب میشد جوری که غش میکرد و از ابتدا عصبی بود و در مشاجرات شروع کننده برخورد فیزیکی بود.وبعد از مشاجرات دست و پاهاش به شدت میلرزید و حرف نمیزد.اینکه میگم از ابتدای ازدواجمون بود.مپ که دیدم اینجور هست بعد از دوسال خیلی مراعات کردم.در مشاجرات فحاشی میکرد

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo

با سلام

شما و همسرتان نیاز بود از ابتدای ازدواج مهارت های زندکی را یاد می گرفتید تا بتوانید در زمان تعارض از مهارت حل مساله استفاده کنید با مهارت ارتباط موثر انتظارات خود را به درستی بیان کنید و رابطه بهتری داشته باشید و با مهارت کنترل خشم هیجان های منفی را مدیریت کنید ولی متاسفانه همسرتان برای حل مشکل از قهر و برای ابراز نارضایتی از تهدید به طلاق و برای جلب توجه از بیماری و شما برای مدیریت اوضاع از کوتاه آمدن و عدم ابراز ناراحتی استفاده کرده اید تا جاییکه طلاق را تنها راه حل مشکل می بینید.

اگر فکر می کنید دیگر ادامه زندگی ممکن نیست و جدایی شما برای فرزندتان بهتر از یک خانواده پر تنش است می توانید تکلیف زندگی را روشن کنید تا با تجربه ای که کسی کرده اید انتخاب بهتری داشته باشید ولی اگر هنوز به ادامه زندگی امیدوار هستید به روانشناس مراجعه کنید تا مهارت های زندگی را یاد بگیرید. تغییر اگر چه دشوار است ولی اگر بخواهید امکان پذیر است. موفق باشید

با سلام وقتتون بخیر ،رفتار آدم ها بر روی یک نوار قراردارد که دارای طیف هست از صفر تا ۵۰ را خلق ورفتار میگویم وبعد ازپنجاه اختلال هارو تشکیل می دهد ممکن است همسر شما در ابتدای ازدواج رفتارهای نامناسب ونابهنجاری داشته که رفته رفته به دلیل عدم درمان وکنترل ممکن هست به مرز اختلال ها رسیده باشه .با توجه به وجود فرزند لازم است برای احیا زندگی تلاش کنید وحتما به مشاوری آگاه و مطمئن رجوع کنید . تا فرصت نفس کشیدن هست برای احیا تلاش کنید . به امید عاقبت بخیری شما