ناشناس
سوال 153214
با سلام ریحانه احمدی 18 سال سن دارم و پیش دانشگاهی می خوانم در كل 9 نفر میباشیم من فرزند چهارم هستم. برادر بزرگم 25 سال سن دارد ولیسانس منابع طبیعی میباشد وخواهر بزرگم 23 سال و دیپلم گرفته ودو برادرانم كه یكی 20و دیگری 17 سال سن دارند تحصیلات آنها در مقطع سیكل می باشد ودو خواهرانم كه یكی 14 و دیگری 13 سال سن دارند در حال تحصیل در مقطع راهنمایی میباشند پدرم كار آزاد دارد وتا اول راهنمایی تحصیل كرده و مادرم خانه دار و تا مقطع سیكل درس خوانده در اینجا من با مشكلی مواجه هستم كه از نظر روحی خیلی مرا رنج میدهد این مشكل از اینجا شروع میشود كه 4سال پیش یكی از پسر اقوام پدرم مرا در مراسمی دیده بود و با تعریفها و تحقیقاتی كه توانست مرا بشناسد به من وابسته می شود و با من تماس میگیرد و بدون اینكه من او را بشناسم بهم گفت قسم به مرقد امام رضا من تو را از روی حقیقت دوست دارم او در آن موقع زیارت مشهد رفته بود ولی من با عصبانیت گوشی را گذاشتم و با گذشت مدتهای طولانی به این مورد فكر كردم كه این شخص به حقیقت من را دوست دارد چون او به دلیل ترس از اینكه مرا از دست بدهد خواسته من را جلب توجه خود قرار دهد و او به دلیل مشكل مالی نتوانسته به خواستگاری بیاید من نتوانستم خانواده را در جریان بگذارم چون ترس از اینكه اعتماد و احترام خود را از دست بدهم داشتم و همیشه ااین مشكل را به خدای خودم سپردم و خدا را شكر میگویم كه با اینكه با چنین مشكلی برخورد كردم ولی تا الان عزت و شرف خود را حفظ كردم ولی در اینجا از شما خواهش می كنم مرا در ادامه ی راه راهنمایی كنید من مدتها در پی مشاوره ای بودم كه مرا درست راهنمایی كند و من یك حقیقت را به شما میگویم هر چند من و آن پسر رنج كشیده از هم دوریم ولی در حقیقت او را دوست دارم من و خانواده در مورد زندگی او و خانواده اش آگاهی داریم آیا به نظر شما در آینده او را به عنوان همسر قبول كنم یا نه؟ با سپاس<br /><br /> - 18 ساله - دیپلم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخدوست عزیز
شما فقط یك بار با تلفن با او صحبت كرده اید و با این صحبت كوتاه چطور خود را تا این حد به او وابسته كرده اید شما اورا به خوبی نمی شناسید و او حتی هنوز برای ازدواج به خواستگاری شما نیامده اگر او در این مورد خواسته خود را مطرح كرد آن وقت می توانید با او حرف بزنید و در این مورد تصمیم بگیرید اما نباید ذهن خود را در گیر مساله ای كنید كه هنوز اتفاق نیفتاده .اگر او مشكل مالی هم دارد كه نمی تواند زندگی مستقلی را تشكیل دهد بنابراین یك عامل مهم برای ازدواج با شما را ندارد و نمی تواند هنوز در این زمینه مورد مناسبی باشد.پس اجازه دهید هر مساله ای در زمان خودش مطرح و حل شود
موفق باشید
شما فقط یك بار با تلفن با او صحبت كرده اید و با این صحبت كوتاه چطور خود را تا این حد به او وابسته كرده اید شما اورا به خوبی نمی شناسید و او حتی هنوز برای ازدواج به خواستگاری شما نیامده اگر او در این مورد خواسته خود را مطرح كرد آن وقت می توانید با او حرف بزنید و در این مورد تصمیم بگیرید اما نباید ذهن خود را در گیر مساله ای كنید كه هنوز اتفاق نیفتاده .اگر او مشكل مالی هم دارد كه نمی تواند زندگی مستقلی را تشكیل دهد بنابراین یك عامل مهم برای ازدواج با شما را ندارد و نمی تواند هنوز در این زمینه مورد مناسبی باشد.پس اجازه دهید هر مساله ای در زمان خودش مطرح و حل شود
موفق باشید