ناشناس

سوال 15610

سلام همسرم 6 ماه پیش خیلی جدی پیشنهاد جدایی توافقی رو داد و منم جدی رد کردم و گفتم اگر خواهانشدهستی خودت برو دنبالش... به اصرار من یک جلسه مشاوره‌ زوج درمانی رفتیم و مشخص شد مواردی بوده در زندگیمون که با من مطرح نمیکرده و همچنین بعلت فوت یکی از بستگان و اتفاقی که سر کارشون براشون افتاده به مرور دچار افسردگی شده... مشاور به من گفت در صورتی که علاقه دارم به ایشون مدتی بهشون زمان بدماوایل حتی اجازه دست زدن هم نمیداد بهم الانم خیلی کم و رابطه جنسی اصلا نداشتیم در این مدت حتی مواقعی من ازش صراحتا درخواست کردم اما جواب نه میدن. یکبار جدی حرف زدیم و گفت من نسبت به رابطه جنسی هیچ حسی ندارم و آسکشوال هستم. در صورتیکه اوایل اینطور نبود. الان حدود دو ماهی هست خونه نشین شده حتی برای خرید هم بیرون نمیره در صورتیکه قبلا خیلی فعال بود.من سعی کردم در این مدت با توجه بیشتر خرید گل و طلا و هدیه و هر چیزی که خواسته نیازش رو برطرف کنم اما نسبت بمن خیلی سرد برخورد میکنه و مدام میگه عشق یکطرفه فایده نداره و من دوستت ندارم.درصورتیکه که یکسال اول خیلی علاقمند بودیم بهم.من همچنان ایشونو دوست دارم با همه این بی تفاوتی ها و کج خلقی هایی که داره و چون جوان هم هستند و هر دو خانواده ابروداری هستیم اصلا به طلاق فکر نمیکنمدر این مدتم تحمل کردمو امید دادم که درست میشه و توکل. کردم. اما متاسفانه بازخوردی نمیگیرم و حس میکنم رابطمون شده خواهر و برادری و انگار با توجه به اینکه من مهربانیه زیادی دارم حس میکنم داره ازم سواستفاده میکنه. در حین مشاور از خانواده هامونم کمک گرفتیم اما سبب به این شد که با خانواده خودشم قهر جدی کنه و اونها هم ازش بشدت دلخور هستند.ایشون اول ازدواج چادری بود و به ظاهر مقید و خانوادشونم همینطور اما بعد از یکشال و نیم با بهانه هایی کم کم حجاب رو گذاشت کنار و منم بخاطر علاقه مندیم نسبت به ایشون قبول کردم اما محجبه هست و بی حجاب نیست. سخته بذام به طلاق فکر کردم چون میدونم اونی که اخرش ضرر میکنه من هستم. ممنون میشم راهنماییم کنید.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
سلام علیکم
همانطور که خود شما متوجه‌ شدید به نظر می‌رسد همسر شما به دلیل مواردی که فرمودید فوت بستگان، که نسبت آنها را نگفتید، اثر منفی برای ایشون داشته.همین مسئله بر کارشون تأثيرات منفی دارد. دومینو وار مشکلات اضافه می‌شوند.
اگر روزی متوجه می‌شدید خدای ناکرده همسرتون درگیر بیماری جسمی شده چه کار می‌کردید؟
profile-photo

باسلام

دوست گرامی یک جلسه مشاوره مشکل همسرتان را رفع نمی کند

از آنجاکه همسرتان در زمینه شغل و کار هم منزوی شده مساله جدی است و به نظرم فقط مشکل رابطه اش با شما نیست

یک روان شناس مجرب بیابید، مراجعات منظم باید داشته باشید تا علت بیماری همسرتان شناخته و برای درمان اقدام شود

شاید ایشان دارودرمانی هم لازم داشته باشد

قطع تمایل جنسی هم در انواع افسردگی کاملا طبیعی و قابل انتظار است

اگر می‌خواهید همسرتان درمان شود باید مراجعات منظم باشد و کلیه توصیه ها اجرایی شود

ورزش منظم ، توجه به تغذیه، مسافرت، مجبور کردن خود به فعالیت و... از جمله کارهایی است که باید انجام شود تا کم کم افسردگی درمان شود

خیلی مهم است که ریشه افسردگی همسرتان شناخته شود تا برای رفع آن اقدام شود و این اقدام فقط از طریق روان شناس مجرب امکان پذیر است

موفق باشید 🎯🎯🎯