ناشناس

سوال 15632

سلام و خسته نباشید خدمت مشاوره محترمدختری۳۲ساله و کارمند رسمی یکی از ارگان های نیمه دولتی هستم..تا حدودی مذهبی هستم..حجاب چادر دارم و به واجبات معتقد و پایبند هستم ..از سن ۱7سالگی تا به الان خواستگاران بسیاری داشته ام که بجز ۲یا۳نفر بقیه اصلا به دلم ننشسته اند. خانواده ما 4نفره و تقریبا به لحاظ فرهنگی و اقتصادی سطح متوسط رو به بالا داریم.پدرم بازنشسته یکی از ارگان های دولتی هستند و در مدت خدمت همیشه مسئولیت های مهم داشته اند..اخیرا سه مورد کیس ازدواج تقریبا به طور همزمان و با فواصل یک هفته به بنده معرفی شده اند که واقعا کار من را برای تصمیم گیری سخت نموده..اول اینکه باز هم طبق روال قبل هیچ کدام از سه گزینه به دل بنده ننشسته است ..یعنی در دیدار اول که باید یک کشش و جذبه ای ایجاد شود تا برای ادامه مسیر و صحبت اشتیاقی به وجود بیاد برای من ایجاد نشده و فقط به صرف اینکه کیس ها م موقعیت مالی و اجتماعی مناسبی دارند پای صحبت نشستم و البته اینکه سن بنده هم بالا رفته و قدر مسلم ممکنه گزینه ای که با شرایط من هم خوانی داشته باشه دیگه پیدا نشه..یک مورد آقایی هستن که دوسال پیش تر هم خواستگاری کردن و به دلیل مطلقه بودن ایشون، جواب منفی دادم اما به لحاظ اعتقادی ایشون تقریبا به ما نزدیک هستن و خانواده ۷نفره و از سطح متوسط رو به پایین..گزینه دیگر آقایی هستن مجرد که موقعیت کاری و مالی تقریبا خوبی دارند ولی با ظاهر امروز ی و به اصطلاح مد روز و فشن و در مورد واجبات به قول خودشان دست و پاشکسته نمازی می‌خوانند و روزه هم نمی‌گیرند البته بخاطر شرایط کاریشون اذیت میشن و از شرایطش برای ازدواج خانم محجبه هست و با خانواده کارگری و ۹نفره که برادر ها بجز ایشون در شغل آزاد هستند و دو خواهر مطلقه دارند.نفر سوم هم استاد دانشگاه و خانواده بالا از نظر سطح اجتماعی که هنوز در مورد تقیدات مذهبی ایشون چیزی نمیدونم..حالا چیزی که واقعا من رو نگران کرده این هست که آیا با شرایطی که من دارم درست هست که این سه گزینه رد بشن و منتظر کیس های جديد باشم یا اینکه با توجه به سنم از سخت گیری هان کم کنم و به یکی جواب مثبت بدهم؟چون از ملاک های من که خیلی تا الان برام مهم بوده اول اینکه طرف مقابل به دل بنده بنشیند و شوقی رو برای صحبت هر چه بیشتردر مورد موضوعات مختلف در من ایجاد کند و از اصلی ترین ملاک هام تقید و پایبندی به واجبات به طور واقعی و نه طوری باشد که بخاطر من بخواهد مدتی رعایت کندو همینطور خانواده با فرهنگ و وضعیت اقتصادی در حدود خودمان و اینکه تیپ ساده و تقریبا رسمی داشته باشد ..گاهی فکر میکنم همینطور که در مدت ۱۵ سال کیسی با این شرایط برای بنده پیش نیامد(البته در حدود ۲۲تا۲۶ سالگی کیس های خیلی خوبی داشتم اما به دلیل ادامه تحصیل و عدم موافقت ایشان با کارم رد کردم) پس از این هم احتمالا کیس مورد نظرم پیدا نخواهد شد پس بهتر هست یکی از این سه گزینه رو انتخاب کنم و در زندگی احتمالا به طرف مقابل کم‌ کم علاقمند خواهم شد و اگر هم خیر ...به زندگی ادامه می‌دهم!!!!

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

4 پاسخ
profile-photo
کاربر عزیز
ازدواج یکی از مهمترین 4 انتخاب هر فرد در زندگی است و لذا از سر استیصال دست به انتخاب نزنید چون مطمنا بعدا پشیمانی خواهید داشت.سوالاتی را که در ذیل مطرح می شود را در خودتان بررسی نمایید:1.
1. ایا شما فردی هستید که در زندگی به عنوان فردی دقیق , نکته سنج , توجه به تمام جوانب موضوع می نمایید؟
2.ایا شما به عنوان یک فرد سر سخت و کسی که به راحتی راضی نمی شود شناخته می شوید؟
3. ایا در انجام هر کاری باید انقدر دقیق و بی عیب نقص انجام دهید که گاهی اوقات حتی خودتان خسته می شوید؟
4. ایا در انتخاب کردن شک و تردید دارید؟ مثلا در خرید کردن سخت پسند هستید؟
5.ایا برای انجام هر کاری بسیار برنامه ریزی های دقیقی انجام می دهید( ادم پلنری هستید)؟ و اگر این برنامه به سرانجام نرسد حس تان بد می شود؟
6. ایا در انجام کارهایتان برای خودتان و دیگران استاندارد های سختگیرانه ای دارید؟
7. ایا این فیدبک را از دیگران می گیرید که کار خوبه به دست شما سپرده شود؟ و مدیریت تان خوبه؟

8.اگر موارد فوق در شما صدق می کند فردی هستید که دچار وسواس در انتخاب هستید و این عامل اجازه نمی دهد که دست به انتخاب بزنید لذا برای برسی این موضوع با یک روان درمانگر در ارتباط باشید بسیار کمک کننده هست

profile-photo
باسلام
دوست گرامی هرگز نباید از روی ناچاری و استیصال دست به انتخاب همسر زد
ازدواج امری بسیار مهم و سرنوشت ساز است که بر روی تمام جوانب زندگی تاثیر می‌گذارد و مساله ای چند روز یا چند ساله نیست که بتوان پشیمان شد یا حتی به عقب برگشت
لذا اگر کوردی با دلایل محکم و قوی، مناسب نیست پس حتما آن را رد کنید
توجه کنید مورد دوم چون از لحاظ اعتقادی ضعیف هستند و حتی مقید به واجبات هم نیستند اصلا مورد مناسبی نیست چون شما و ایشان تناسب اعتقادی لازم را با وی ندارید
مورد اول سابقه طلاق دارد و اگر می خواهید جدی تر به ایشان فکر کنید حتما باید با همسر قبلی ایشان صحبت کنید و دلایل طلاق را از دید ایشان هم بررسی کنید
چند جلسه مراجعه نزد مشاور قبل از ازدواج هم به اتفاق این آقا اکیدا توصیه میشود. در هر حال طلاق مساله بسیار مهمی است و اصلا نباید راحت از کنار آن گذشت
من فکر می کنم مورد سوم را بیشتر مورد بررسی قرار دهید و ببینید تناسب و هماهنگی تان در چه حد است
تناسب اعتقادی
تناسب اخلاقی
تناسب شخصیتی یعنی برون گرایی و درون گرایی
بررسی نحوه رفتار هنگام خشم و
تناسب خانوادگی و فرهنگی
جز موارد بسیار مهم است که باید تناسب بالایی در آن وجود داشته باشد
فعلا مورد سوم را دقیق بررسی کنید
موفق باشید 🎯🎯🎯🎯
profile-photo
با سلام
خیلی عجیب است که شما از سن 17 تا 32 سالگی به یک شرط خیلی سطحی چسبیده اید و هیچ تغییری نکرده اید. حتی گذر زمان، ادامه تحصیل و کار کردن نتوانسته این ذهنیت را تغییر دهد که یک زوج خوشبخت برای یک زندگی آرام به چه چیزهای دیگری بغیر از به دل نشستن نیاز دارند.
چگونه برای خودتان به این قانون رسیده اید که برای ازدواج موفق در جلسه اول طرف مقابل باید به دل بنشیند؟
چرا فکر می کنید احساس ما آنقدر در جلسه اول مهم است؟ تا بحال نشده است در ابتدا از کسی خوشتان بیاید ولی بعد که شناختتان بیشتر شد دیگر شخصیت اش برایتان جذابیت نداشته باشد؟
اگر به این امید باشید که فردی در جلسه اول به دلتان بنشیند حتی بر فرض اینکه این فرد پیدا هم شود باز هم ملاکی نیست که واقعا به شما در یک انتخاب خوب کمک کند.
با توجه به سنتان یکبار دیگر این 3 خواستگار را با ملاک های قابل اندازه گیری و با توجه به ویژگی های منفی و مثبت و انتظارات و اولویت های خود بررسی کنید و حتما تعریف مناسبی برای هر ملاک برای خودتان داشته باشید. مثلا برای تشخیص مقید بودن به واجبات سوال مستقیم کافی نیست.
شما می توانید با کسی که منطقی است و به نظر دیگران اهمیت می دهد علی رغم تمام تفاوت ها زندگی خوبی داشته باشید ولی با کسی که نمی تواند نظر مخالف را بپذیرد علی رغم همه شباهت ها مرتب مشاجره داشته باشید. درباره معیارهای انتخاب همسر مطالب مفیدی در سایت تبیان وجود دارد که می توانید مطالعه کنید . موفق باشید
از صحبت هاتون متوجه شدم که ی مقدار از موضع بالا به بقیه مردم نگاه میکنید
اینکه تو ی خانواده با وضعیت اجتماعی بالا بدنیا اومدید باعث شده که ی مقدار غرور داشته باشین و این باعث شده ضربه بخورید
فرض کنید تو یکی از روستاهای دور افتاده یکی از شهرستان ها بدنیا می اومدید
خانواده ای که انسان درش متولد میشه یک چیز انتخابی نیست و نباید بهش افتخار کرد .
من دخترانی رو دیدم که از نظر اجتماعی در خانواده ای بالاتر از شما بودن ولی اصلا غرور نداشتن و به خواستگارانی بسیار پایینتر از خودشون جواب مثبت دادن ، شما هم سعی کنید اینطوری باشید .