ناشناس
سوال 15701
سلام وقت بخیر.من یک دختر مجرد ۳۵ ساله هستم.حدود سه ماه قبل با یک آقا وارد رابطه آشنایی شدم.یک ماه مجازی و از طریق تماس تلفنی و تصویری و بعد یک هفته اومد حضوری همو دیدیم و در کلیات به تفاهم رسیدیم.هردو معلم و تحصیلات ارشد.اما از دو شهر متفاوت و از هم دور. اما همدیگر رو خیلی دوست داشتیم.مشکل این بود و هست که آقا بسیار احساسی بود و دمدمی مزاج نمیدونم تو اون یک هفته حضوری دوبار باهام کات کرد و یکبار گفت مامانم راضی نیست.دفعه دوم هم گفت تو خیلی شبیه نامزد قبلیم هستی( پنج سال قبل تو تصادفی نامزدش فوت میکنه)و اصلا خود همونی!!!! منم هر چی سعی کردم قانعش کنم فایده نداشت و ....منم گفتم تموم شه رابطه کلا گذاشتمش کناراما طی یک ماه گذشته چند بار بهم پیام داده و تماس که بیا بهم فرصت بدیم ی بار دیگه و من نمیتونم ازت دل بکنم و بدون تو نمتونم ادامه بدم..ولی من میترسم ازین سرد و گرم شدنس و عدم ثبات هیجانی ش.مشاوره ازدواج هم رفتیم،گفتن خانم باید از آیتم های کم کنه و به همسرش همه جوره ایمان بیاره و آقا هم باید یک سری مهارت های زندگی مشترک رو یاد بگیره...هوش هیجانی و شناختی متفاوت داریمنمیدونم چکار کنم؟من بخاطر اون و اثبات علاقم حاضر شدم خیلی اولویتهام کنار بذارم اما اون هیچی و فقط لفظا میگه میخوامت...عقلم میگه این بدردت نمیخوره ولی دلم میگه دوستت داره و دوستش داری...کمکم کنید
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
از مردی در سن این آقا انتظار می رود رفتار پخته تری داشته باشد . حداقل بداند چه می خواهد. حساب کرده اید اگر در یک هفته دو بار کات کرده بعد از یکسال چند بار این اتفاق می افتد؟ و هر بار هم علت موجهی نداشته است. نه در پایان دادن به رابطه و نه در شروع رابطه منطقی وجود ندارد.
البته کم کردن انتظارات با اولویت های زندگی فرق دارد. اولویت اصل ضروری انتخاب است . اگر از آن چشم پوشی کنید دیگر اولویت نیست.
بنظر می رسد خودتان می دانید چه تصمیمی منطقی است. دوست داشتن برای تحمل این تعارضات کافی نیست و خیلی زود پشیمان می شوید. با حلوا حلوا دهن شیرین نمی شود. وقتی حرف و عمل این آقا یکی نیست فکر نمی کنید برای یک رابطه طولانی مدت مناسب نباشد. موفق باشید
