سوال 15983
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
بیشتر افرادی که تا سن شما ازدواج نمی کنند این اتفاقات را تجربه می کنند ولی از آن فاجعه ای که غیر قابل تحمل باشد نمی سازند.
اگر کمی از بعد منطقی و نه هیجانی به آن نگاه کنید در زمان مورد اول سن شما کم بوده و معمولا پسران در سن کم عاشق دخترهای فامیل می شوند بدون اینکه واقعا شناخت داشته باشند.دختری که مادرتان برایتان پیدا کرده بود هم اصلا اختلاف سن را در نظر نگرفته بودید و با یک دختر 16 ساله قرار ازدواج گذاشته اید. در سن کم نمی شود انتظار زیادی از افراد داشت چون خودشان هم نمی دانند از زندگی چه می خواهند.
تنها در مورد دوم که با علاقه پیش رفتید و با منطق کنار کشیده اید را می شود یک تجربه ناخوشایند در نظر گرفت. پس آنطور که فکر می کنید بد شانس نیستید. هیچکس نمی تواند بگوید اگر با دختر دایی خود ازدواج کرده بودید الان چه حال و روزی داشتید ، شاید اصلا با هم نساخته بودید و جدا شده بودید و مسلما ازدواج با یک دختر کم سن بدون مشکل نبود.
بجای تمرکز بر اتجربه های بد ، به اتفاقت خوبی که در این مدت برایتان پیش آمده تمر کز کنید. به خودتان یک مدت زمان بدهید تا متوجه شوید واقعا از یک همسر چه می خواهید. هیچکدام از این دختران ویژگی خاصی نداشتند که نتوانید در دیگری پیدا کنید. اگر از شما بپرسد این سه دختر چه ویژگی مثبت و مشترکی داشتند می توانید بگویید چرا آن ها را انتخاب کردید؟ علاقه داشتن، دوست بودن و یا خواستگاری رفتن برای یک انتخاب درست کافی نیست.
خودشناسی پیدا کنید. درباره معیارهای انتخاب همسر مطالعه کنید. مهارت های زندگی را یاد بگیرید تا با تجربه ای که کسب کرده اید بهترین انتخاب را داشته باشید. این شرایط اگر چه ناراحت کننده است ولی آنقدر غیر قابل تحمل نیست که بخواهید خودکشی کنید.
زمان خود را با دوستان و ورزش پر کنید. به افکار خود دقت کنید. اگر مرتب به خودتان بگویید بدبختم، افسرده ام و ...... واقعا این احساس را در خودتان ایجاد می کنید. اگر بعد از یک ماه همچنان افکار خودکشی داشتید به روانپزشک مراجعه کنید ولی برای خودشناسی و یادگیری مهارت حل مسئله می توانید به روانشناس مراجعه کنید . موفق باشید
