ناشناس

سوال 16132

سلام. من 33 سالمه... و 2 ماهه ازخانمم جدا شدم.. مهریه ایشان را دادم و الان با پدر و مادرم زندگی می کنم... احساس افسردگی شدیدی دارم. دست و دلم به کار نمیره.. میگم آخرش که چی؟ از ازدواج مجدد به شدت می ترسم و حوصله هیچ کس و هیچ چیزی رو ندارم. از طرفی احساس تنهایی شدیدی می کنم دوست دارم کسی منو دوست داشته باشه و حس خوبی از ته دل به من داشته باشه.. قبلا نماز و روزه رو انجام می دادم اما الان اصلا دلم بریده شده است... دوست دارم با کسی باشم که عاشق واقعی باشه نه الکی باشه..... ممنون میشم راهنمایی ام کنید.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo

با سلام

درباره علت طلاق و اینکه در این میان خودتان چقدر مقصر بودید و چه مدت با هم زندگی کرده اید چیزی ننوشته اید ولی با توجه به مدت کوتاهی که از طلاق می گذرد احساس شما طبیعی است ولی اینکه بعد از این تجربه همچنان معیارهای غیر منطقی دارید و خیلی احساسی به مقوله انتخاب همسر نگاه می کنید تعجب برانگیز است

اگر برای انتخاب قبلی هم معیار های درستی نداشتید و انتظارات غیر منطقی از ازدواج و همسر داشتید طلاق گرفتن قابل پیش بینی است.

منظور شما از عاشق واقعی چیست؟ فکر می کنید یک عاشق واقعی چه ویژگی هایی دارد؟ واقعا با عشق می شود کمبود مالی، اختلافات و تفاوت سلیقه ها را نادیده گرفت؟ عشق وابسته به هورمون های جنسی و اکسی توسین است که در نهایت 3 سال بیشتر در اوج نمی ماند. بعد از سه سال باید دوباره طلاق گرفت چون نمی شود اختلافات را حل کرد و بدرستی انتظارات و خواسته ها را ابراز کرد؟

قعلا برای انتخاب شریک زندگی زود است. شما نیاز به خودشناسی دارید تا بتوانید با توجه به ویژگی های مثبت و منفی خود فردی را انتخاب کنید که با آن ها همخوان باشد. مهار تهای زندگی را یاد بگیرید تا بجای انتظاری که از عشق دارید بتوانید مشکلات با همسرتان را با کمک مهارت های زندگی حل کنید. کتاب عشق هرگز کافی نیست را مطالعه کنید تا انتظارتان ا ز عشق کمی متعادل شود.

عمیق ترین عشق ها هم بدون اخلاق خوش،استقلال مالی و مهارت برای حل اختلافات، بیشتر از چند ماه دوانم نمی آورد. موفق باشید